پژوهشگر، مدرس، دکترای تاریخ ایران ، کانال من در ایتا https://eitaa.com/roozgaran
مغالطههای عوامفریبانه و تجزیهطلبانهی اینترنشنال
مجری تلویزیون اینترنشنال یکی دو کشور غربی را مثال میزند که بخشی از آن به خواست ساکنان جدا شده و نتیجه میگیرد که میتوان همین روش و فرمول را دربارهی ایران به کار برد.
در این باره توجه به چند نکته ضروریست و مانع فریب
یک) تلویزیون اینترنشنال یک منبع علمی و تاریخی نیست. بنابراین آنچه مجری آن دربارهی تاریخ جداییخواهی در برخی کشورهای غربی میگوید، ارزش و اعتبار علمی ندارد.
دو) اصولاً شرح تاریخ یک کشور و نتیجهگیری بر پایهی آن برای کشور دیگر، از ریشه نادرست است. چرا که تاریخ و جغرافیا و ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری با یکدیگر تفاوتها و اختلافات فراوان دارد.
سه) محققان گفتهاند برای شناخت هر جامعه ابتدا باید جامعهشناسی تاریخی آن کشور را مطالعه کرد. وقتی از جامعهشناسی تاریخی سخن میگوییم، منظور این است که برای نمونه، ایران، کشوریست با موقعیت جغرافیایی ویژهی خود و سرگذشتی هزاران ساله و فرهنگ و ویژگیهای قومی و زبانی و اعتقادی که با دیگر جوامع فرق دارد.
بنابراین نمیتوان و نباید بدون توجه به جامعهشناسی تاریخی کشورها یک نسخهی واحد برای همه پیچید.
چهار) تاریخ هزاران سالهی ایران، روشن و آشکار به ما میگوید که اقوام ایرانی در پی جدایی و تجزیه نبودهاند و نخستین مورد از تجزیهطلبی قومی، پس از حکومت رضاشاه و در واکنش به سیاستهای غلط قومی و زبانی و فرهنگی آن دوره اتفاق افتاد و البته همان هم با استقبال اکثریت مردم روبرو نشد و به محض قطع پشتیبانی خارجی، تجزیهطلبان در تبریز و مهاباد شکست خوردند.
پنج) تلویزیون اینترنشنال عملاً در مسیر تجزیهی ایران، که یکی از خطوط اصلی سیاست اسرائیل است، گام برمیدارد و از یکسو به تبلیغ تجزیهطلبانی مانند کومله میپردازد و از سوی دیگر به ترویج رضا پهلوی و سلطنتطلبان.
در این حالت یا این تلویزیون دچار تناقض است و منطق و اصول حرفهایِ کار رسانهای را قربانی صورتحسابهای پرمایهی پشت صحنه کرده و یا پهلوی و سلطنتطلبان هم به تجزیهی ایران رضایت دادهاند.
و شاید هم هر دو !
« از همه محرومتر خفاش بود
که عدو آفتاب فاش بود »
(مولوی)
مطلبی دیگر از این انتشارات
دیو مرگ یا فرشتهی نجات
مطلبی دیگر از این انتشارات
ادبیات معاصر روس
مطلبی دیگر از این انتشارات
سنگنوشتهها؛ پل زندهای به گذشته انسان