مشقهای نوشتن
هوش مصنوعی رقیب نویسنده یا دوستش
ناشران آمریکایی اصطلاحی دارند، نوشتن یک کتاب همیشه با انسان شروع میشود و با انسان تمام میشود. یادم نیست اولین بار این جمله را کجا خواندم اما جمله جالب وقابل تاملی است. اما وسط این مسیری که با انسان شروع و تمام میشود، یعنی وقتی که پیشنویسها روی هم جمع میشوند، ایده کم میآوری و نمیدانی چه ساختاری به محتوایت بدهی، هوش مصنوعی میتواند فرشته نجاتی باشد که نویسنده را از سردرگمی بیرون میکشد. مهم این است که بدانیم چطور از آن استفاده کنیم.
بزرگترین کمکی که هوش مصنوعی میتواند به یک نویسنده بکند، ایدهسازی و طوفان فکری است. وقتی صفحه سفید روبهرویت باز است و نمیدانی جمله اول از کجا باید شروع شود، کافی است چند پاراگراف از نوشتههایت را به هوش مصنوعی بدهی و بخواهی عنوانهای پیشنهادی، استعارههای جذاب، زاویههای تازه یا حتی فهرست ایدههای اولیه برای ادامه کار ارائه کند. هوش مصنوعی این روند را در چند ثانیه برایت انجام میدهد. نه برای اینکه یکی از آنها را انتخاب کنی، بلکه برای اینکه ذهن تو را گرم کند، گزینههای تازه پیش پایت بگذارد و تو را از بنبست بیرون بیاورد.
اما درست همینجا یک سوءتفاهم بزرگ هم وجود دارد، نباید اجازه دهیم هوش مصنوعی به جای ما انتخاب کند. هوش مصنوعی در انتخاب چندان قابل اعتماد نیست. چون پشت پیشنهادهایش نه تجربه بازار کتاب است، نه شناخت مخاطب،. بنابراین پس از ایدهسازی، باز هم این انسان است، نویسنده،ناشر یا حتی مخاطبان شبکهاجتماعی، که باید تصمیم نهایی را بگیرند.
هوش مصنوعی همچنین میتواند تمام یادداشتها، خاطرات قدیمی حتی گفتگوهایی که سالها پیش نوشتهای را در کنار هم بگذارد و یک اسکلتبندی قابلفهم از کتاب ارائه دهد. چیزی شبیه یک دستیار حرفه ای که میتواند ظرف چند دقیقه محتوایی را که شاید تو در طول ده سال جمع کرده باشی دستهبندی، تحلیل و مرتب کند و به تو بگوید کدام بخشها ضعف دارند، کدام بخشها تکراریاند و کدام مفاهیم نیاز به پرورش بیشتر دارند.
اگر رمان مینویسی، میتوانی از هوش مصنوعی درباره نام شخصیتها، جزئیات ، لباسها، خوراکها، اصطلاحات روز و حتی اتفاقات واقعی دوره زمانی خاص پرسوجو کنی. اگر خاطرهنویسی یا زندگینامه مینویسی، کافی است خاطرات قدیمی راتایپ کنی و به هوش مصنوعی بدهی و بخواهی از دل سالها تجربه، هسته دراماتیک زندگیات را بیرون بکشد.
با وجود همه اینها، نقطه حساس همانجایی است که محدودیتها شروع میشود: هوش مصنوعی نمیتواند جای تجربه انسانی را بگیرد. نمیتواند مثل کسی که سالها در کتابفروشیها پرسه زده باشد، رفتار خریدار را از نزدیک دیده باشد، یا بفهمد چرا یک عنوان در بازار میفروشد و عنوانی دیگر هرگز دیده نمیشود. وظیفهاش کمک کردن است، نه انتخاب کردن.
نویسندگی در عصر هوش مصنوعی یک مهارت تازه لازم دارد، اینکه یاد بگیری چطور از یک ابزار فوقالعاده قدرتمند بهترین استفاده را بکنی، بدون اینکه فرمان را دستش بدهی. آینده کتابها قرار نیست با هوش مصنوعی نوشته شود؛ آینده را کسانی میسازند که بلدند این ابزار را در دل روند خلاقانه به خدمت بگیرند. نه آنهایی که از آن میترسند و نه آنهایی که همه چیز را به آن میسپارند.
کتاب همچنان با انسان شروع میشود و با انسان تمام میشود. هوش مصنوعی فقط میانبرهایی میسازد؛ راه را روشنتر میکند، اما مقصد را تو باید انتخاب کنی. نویسندگی امروز آسانتر، سریعتر و هیجانانگیزتر شده، به شرط آنکه بلد باشی با این همسفر تازه، همقدم شوی.
مطلبی دیگر از این انتشارات
در باب آلترناتیو (قسمت دوم: تعاونیها)
مطلبی دیگر از این انتشارات
اتاقی برای مهمان
مطلبی دیگر از این انتشارات
مردم، خیابان و دیالکتیک خشونت؛ از «فضای ظهور» تا بازپسگیری کرامت در خیزش اعتراضی دی ماه ۴۰۴