مشقهای نوشتن
چطور برای داستان کوتاه ایده بیابیم؟
ایدهها «جایی در بیرون» پنهان نشدهاند؛ آنها در نگاه ما، در تجربههای روزمره و در پرسشهای حلنشدهٔ ذهنمان زندگی میکنند. در اینجا روش هایی برای ایده یابی مرور می کنیم
۱. از یک لحظه شروع کنید، نه از یک طرح بزرگ
داستان کوتاه برخلاف رمان نیاز به ساختار پیچیده و جهانسازی وسیع ندارد. گاهی فقط یک لحظهٔ خاص کافی است تا جرقهٔ داستان زده شود:
لحظهٔ تصمیمگیری، یک سکوت طولانی، یک مکالمهٔ نیمهتمام یا حتی نگاه کوتاه به یک شیء معمولی.
داستان کوتاه قدرتش را از «تمرکز» میگیرد، نه از گستردگی.
اگر نمیدانید از کجا شروع کنید، یک لحظهٔ معنادار را انتخاب کنید و دربارهٔ آن بنویسید. بقیهٔ داستان خودبهخود شکل میگیرد.
۲. یک سؤال جذاب بسازید
ایدهٔ داستان زمانی شکل میگیرد که پشت آن یک پرسش تحریککننده باشد. پرسشهایی که کنجکاوی را برمیانگیزند، بهترین نقطهٔ شروعاند:
اگر کسی بتواند فقط پنج دقیقه افکار دیگران را بخواند، چه میشود؟
اگر نامهای پیدا کنیم که آیندهٔ خودمان را نوشته باشد چه؟
اگر یک روز تصمیم بگیریم هیچ حقیقتی را نگوییم، چه اتفاقی میافتد؟
پرسشها مسیر روایت را مشخص میکنند.
هر داستان کوتاه خوب، در اصل پاسخی به یک سؤال است.
۳. تضاد بسازید: بزرگترین موتور ایدهپردازی
هر داستانی بر پایهٔ تنش و تضاد ساخته میشود؛ بدون تضاد، داستان وجود ندارد.
برای ایدهیابی کافی است یک ناسازگاری یا کشمکش ایجاد کنید:
خواستهای که دستنیافتنی است
عشق در برابر وظیفه
ظاهر آرام در برابر آشفتگی درونی
ترس در برابر کنجکاوی
گاهی یک تضاد کوچک میتواند داستانی بسیار قوی بسازد.
۴. قبل از طرح، شخصیت بسازید
بسیاری از نویسندگان هنگام ایدهیابی اشتباه میکنند، چون از طرح شروع میکنند. در داستان کوتاه، شخصیت مهمتر از پی رنگ است.
به این فکر کنید: چه کسی قرار است در این موقعیت قرار بگیرد؟ ویژگیهای اخلاقی یا ضعفهای او چیست؟
مثالها:
پیرمردی که هر روز از پنجرهٔ خانه رفتوآمد مردم را نگاه میکند
پسری که قادر به دیدن رنگها نیست
معلمی که تمام یادداشتهای دانشآموزهایش را نگه میدارد
وقتی شخصیت شکل میگیرد، خودش مسیر داستان را پیشنهاد میکند.
۵. از تجربههای شخصی استفاده کنید، اما مستقیم ننویسید
شما منبعی از ایدهها هستید.
لحظههای کوچک زندگی روزمره بهترین مواد خام داستاناند:
یک مکالمهٔ عجیب
خاطرهای که هرگز فراموش نکردهاید
ترسی پنهان
آرزویی که بر زبان نمیآورید
اما نکتهٔ مهم این است که تجربهٔ واقعی را تبدیل کنید، نه آن را بدون تغییر به داستان منتقل کنید. واقعیت، سوخت است؛ داستان موتور.
۶. با یک چالش یا مشکل شروع کنید
ایدههای داستانی معمولاً از مشکلها ساخته میشوند:
کسی نمیتواند بخوابد
چیزی را اشتباهی ارسال کرده
رازی دارد که نمیتواند پنهان نگه دارد
تصمیم گرفته کاری بکند که زندگیاش را عوض میکند
مشکل، حرکت ایجاد میکند و حرکت یعنی داستان.
۷. کشمکش درونی شخصیت را بزرگ کنید
گاهی بهترین ایده از دل تناقضهای روحی شخصیت بیرون میآید:
میخواهد بگوید «دوستت دارم» اما میترسد
حقیقت را میداند اما سکوت کرده
حسادت میکند اما خود را مهربان نشان میدهد
دلش آزادی میخواهد اما نمیتواند قدم بردارد
کشمکش درونی جذابترین نوع کشمکش برای داستان کوتاه است.
مطلبی دیگر از این انتشارات
دیو مرگ یا فرشتهی نجات
مطلبی دیگر از این انتشارات
معرفی فیلمِ جذاب و دیدنی "The Fist of the Condor"
مطلبی دیگر از این انتشارات
اتاقی برای مهمان