نیم‌نگاهی به تعریف علم اقتصاد

علم اقتصاد را با عبارت‌های مختلفی تعریف میکنند، اما تعریفی که دست‌کم در دانشگاه‌های ایران و کتاب‌های اقتصادی دانشجویان کارشناسی متداول‌تر است این است:

اقتصاد، علم تخصیص بهینه منابع محدود در راستای پاسخگویی به نیازهای نامحدود بشری است، که البته این تعریف نه دقیق است و نه علمی.

در حقیقت من اینگونه فکر میکنم که برای علم - Science - هیچ هدفی نمیتوان تعریف کرد. علم اقتصاد منظومه‌ای است از نظریات و مدل‌هایی که به بررسی روابط و تاثیر متغیرهای مختلف بر یکدیگر در وادی اقتصاد می‌پردازد.

از طرفی، اینکه علم اقتصاد در راستای چه اهدافی به کار گرفته شود کاملا به این بستگی دارد که نفع اقتصاددان یا منافع سازمان یا گروهی که در استخدام آنها درآمده است چه باشد.

تعریفی که در مقدمه بازگو کردم در پس‌زمینه ذهن دانشجو خواهد نشست و این تعریف ارزش‌زده میتواند در آینده تحلیل‌های اقتصادی‌اش را دچار خطا و سوگیری کند.

به‌طوری که اگر جهان صفحه‌ شطرنج باشد و بازیگران اقتصادی مهره‌های شطرنج، دانشجو اقتصاد دست‌کم در تحلیل‌اش نه علاقه‌ای به برد طیف سیاه داشته باشد و نه برد طیف سفید - استعاره‌ای از دنیای سیاست - بلکه بی‌طرفانه حرکت‌های پی‌درپی مهره‌ها را دنبال کند و در پی این باشد که هر حرکت چه نتایج و فرصت‌ها/تهدید هایی برای هر دو رنگ در پی خواهد داشت و بتواند حرکات بهینه پیش‌رو را بیابد.

در نهایت برای جمع‌بندی بهتر است اینگونه ادامه بدهم :

علم به جعبه‌ابزار می‌ماند. اینکه با آن چه خواهید کرد و در راستای تحقق چه اهدافی قدم برخواهید داشت، کاملا به منافع و ارزش‌های شما بستگی دارد. سوال این نیست که علم چه دستوری به شما می‌دهد؛ سوال این است که شما خود را مهره کدام رنگ می‌دانید، یا اینکه اصلا ترجیح می‌دهید صرفا حرکات را بدون جانبداری تحلیل کنید.