ای اژدهای پارسی بیدار شو

اِذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنِ طغیانگر شده

ای اژدهای پارسی بیدار شو

.

فرعون دارد کودکان را می کشد

اِذْهَبْ بِآيَاتِي عصا را مار شو

.

نیرنگ و جادوی پلیدی پاک کن

لَا يُفْلِحُ السَّاحِر بگو بسیار شو

.

قُلْ لَا تَخَفْ إِنَّی أَنَا الأَعْلَىٰ بخوان

ای اژدها آماده ی پیکار شو

.

انّا جَعَلْنَاكُمْ شَهيدا نعره کن

اسطوره شو در کوی و هر بازارشو

.

خنجر به قلب دشمن خودخواه کن

آتش به شهر دشمن خونخوار شو

.

فِرْعَوْن با هَامَان و با قَارُون ها

غرق اند و مغلوب تو اند آوار شو

.

وقت رجز خوانیست آتش در گلو

مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنکَ یا قَهّار شو

.

شعر از : محمدحسین داودی