محمد حسین داودیدرگلاریشا·۹ روز پیشببخشید یه سوالی موندشببخشید یه سوالی موندشخب الآن همه چی درسته ؟به وجدانت چی میخای بگی؟یعنی وجدانم هست؟الآن از هر کجای شهر بپرسیقصه ی ما رو می دونننگو نمی دونی…
محمد حسین داودیدرگلاریشا·۱ ماه پیشبرف بودم دوباره آب شدمدی رسید و سرود سرو رسیدیاد بود و درود سرو رسید.قصه ای نو برای نسلی نوغزلی نو برای فصلی نو.روزگاری که من به حالت زاریخ و غمناک ایستاده کنار.…
محمد حسین داودیدرگلاریشا·۲ ماه پیشGaza in fireI’m Gaza in fire—————-you are Mecca in griefI’m the end of the world——you are the end of the stories.I’m Gaza، bloody heart——you are Mecca,…
محمد حسین داودیدرگلاریشا·۲ ماه پیشپروانه ها امشاسپندان ها.پروانه هاامشاسپندان ها فراوان هاای شاعران را سبزه زاران هاای خاک ایران را هزاران هاپروانه هامثل پری ها وقت باران هاآذر کمان ها مهر و آبان…
محمد حسین داودیدرگلاریشا·۲ ماه پیشA new star appearsThey brought Glarisha to Hodgen with all the trouble.The people of Hodgen are surprised that he is still alive.His burned, motionless body…
محمد حسین داودیدرگلاریشا·۲ ماه پیشخر خری در گوش انساناز تو تنها رنج دوران داشته امخاطرات تلخ زندان داشته اماز تو تنها قصه های دردناکمیادگار سنگ و سیمان داشته اماز تو تنها نامه های زهر دارتبا و…
محمد حسین داودیدرگلاریشا·۲ ماه پیشبا پول هايتبا پول هايت مي تواني------------درگير بازي هات باشيهم مي تواني غم بسازي -----------هم مي تواني شاد باشي.با پولهايت مي تواني -----------در ب…
محمد حسین داودیدرگلاریشا·۳ ماه پیشگلاریشا میهمان صخرهها و تیغ هاThe morning breeze blows into the trunk of an old tree.Glarisha has disturbing dreams. The shadows of the trees begin to move.A gust of win…
محمد حسین داودیدرگلاریشا·۳ ماه پیشهر سال آبان ماههر سال آبان ماه که از راه می آیدبه یاد عشق می افتمبه یاد صخره های مهربه یاد شعر می افتمبه یاد سنگ یاقوت وبه یاد دفتر سرخمکه هر شب شامگاهان…
محمد حسین داودیدرگلاریشا·۵ ماه پیش"این چه شوریست که در دور قمر میبینم؟""این چه شوریست که در دور قمر میبینم؟"