خُنُک آن‌ که رنج‌هایش معنایی داشته باشد

امروز حسین (همان بچه‌فیلسوف سابق که حالا ششم دبستان است) اصرار کرد که از درس نهم فارسی به او ده خط دیکته بگویم. دیکته‌اش خوب است. گفتم خودت ده خط از درس را رونویسی کن می‌شود دیکته! قبول نکرد. گفت باید دیکته بگویی. من هم وسواس دارم درس را مروری کردم تا ببینیم کجای آن به درد دیکته گفتن می‌خورد.

دست آخر این خطوط را برای دیکته گفتن انتخاب کردم:

و از میان این خطوط یک جمله‌ی مرحوم دهخدا خیلی توجهم را به خود جلب کرد. مردی که چهل سال شبانه‌روز وقت گذاشت تا تکمیل‌ترین فرهنگ لغات فارسی را جمع‌آوری کند، درباره‌ی دلیل رنج‌هایی که کشیده است چنین می‌گوید:

مرا هیچ چیز جز مظلومیت مشرق در مقابل ظالمین ستمکار مغربی به تحمّل این رنج سنگین وانداشت.

بدون تردید ما نیز هر کدام در این ایام رنج‌هایی را به دوش می‌کشیم. اگر برای این رنج‌ها دلیلی بیابیم، آن‌گاه زندگی‌مان معنا پیدا می‌کند و تحمل رنج‌ها آسانتر می‌گردد. و من اکنون در پی یافتن دلیلی برای رنج‌هایم هستم و معنایی برای آن‌ها. شما چطور؟

بیهوده نیست که در آموزهای نیچه نیز چنین آمده است:

به زندگی «آری» بگویید. تمایل عمومی به شکایت از سختی‌ها، غم‌ها و کشمکش‌های زندگی وجود دارد. اما فرد باید یاد بگیرد که به زندگی در تمام جنبه‌هایش «آری» گوید، و تمام تجربه چه شادی و چه غم را به یکسان در آغوش کشد. این گونه است که انسان زندگی را تأیید می‌کند و به آن معنا می‌بخشد.

کتاب پیشنهادی:

بخش کوتاهی از کتاب:

  • غمگین بودن از خوشحال بودن خیلی راحت‌تره. من آدم‌های راحت‌طلب رو قبول ندارم. من آدم‌هایی که از همه چیز می‌نالند رو دوست ندارم. خوشحال باش لعنتی! هر کاری برای خوشحالی لازمه بکن!

حُسن ختام: از درس نهم فارسی ششم دبستان