"قلم، تنها سلاحی است که هم میکُشد، هم زنده میکند... انتخاب با توست."
خشم مقدس

«خشم مقدس»
در سکوتِ سنگینِ شب، هنگامی که همهچیز به خواب رفته، صدایی در عمق جان بیدار میشود؛ صدایی که دیگر تحمل شکستن ندارد. این قصهی معلمیست که سی سال از عمر خود را وقف ساختن روح و اندیشهی نوجوانان کرد؛ اما در واپسین روزهای زندگی شغلیاش، پی برد که چیزی برای تکیه دادن ندارد: سقفی چکهزن، بدهیهای انباشته، رؤیاهایی که بر زمین ماندهاند.
در آن لحظهی مرگآسا، وقتی میخواست دست تسلیم به آسمان بلند کند، آتشی در درونش روشن شد؛ آتشی پاک و متعالی که نه برای ویرانی، بلکه برای سازندگی میجوشد. این «خشم مقدس» چونان نیرویی شگرف، او را به مسیر تازهای هدایت میکند؛ مسیری که از اندوه آغاز میشود و به قلههای پیشرفت، خدمت و تحول میرسد.
در صفحات پیش رو، با او همراه شو که از خاکستر ناامیدی، پرندهای را زنده میکند. ببین چگونه از عمقِ تاریکی، نوری میگشاید و رنج را به سکوی پرتابی بدل میسازد. این داستان، روایتِ تغییریست که نه تنها یک زندگی، بلکه قلبِ یک جامعه را دگرگون میکند. آماده باش تا رازِ خشم مقدس را بشنوی و با هر کلمه، نیرویی نو بیابی.
نویسنده: منصور محمددرویشی (هیوا)
مطلبی دیگر از این انتشارات
خشم مقدس (قسمت ۴)
مطلبی دیگر از این انتشارات
نگاه مرموز(قسمت ۴)
مطلبی دیگر از این انتشارات
کولبری(قسمت پایانی)