آیا الان برای باز شدن گوگل خوشحال باشیم؟

من واقعا خجالت کشیدم. امروز در یک موتور جست‌وجوی اغتشاش‌گر و دشمن‌نشان به نام گوگل توانستم چیزی را سرچ کنم. وای بر من! البته این‌ها رگ خواب ما را هم پیدا کرده‌اند که چگونه حالمان را بگیرند و بعد از مدتی دوباره همان کثافتی که از قبل بود را در بشقاب به خوردمان دهند. بعد هم بگویند ما پیگیری کردیم و همه این‌ها برای امنیت مردم بود!

حتی اگر همه‌اش باز شود هم آن چیزی که قبلا در اختیار داشتیم، شبیه جسد رو به احتضاری بود که هر آن ممکن بود ریق رحمت را سر بکشد. اول خواستم با باز شدن گوگل شوخی کنم اما دیدم بعد از کشت‌وکشتار این چند وقت، اینقدر در اعملق بدبختی فرو بردنمان که برفرض اصلا فیلترینگ را هم بردارند، من دیگر نمی‌توان باطنا و از جان و وجودم خوشحال باشم.

چیزی که از جوهره من پریده است، نای زندگی کردن است. اگرچه که در قبال گرفتن هر حقی از این جماعت اقلیت رانت‌خوار فیلترچی کوتاه نمی‌آیم. ولی در نهایت ماجرا من می‌مانم و عمده جوانی که تباه و سیاه شده است. من با خواندن این خبر که «دسترسی به گوگل امکان‌پذیر شد» چیزی جز تحقیر و عقب‌ماندگی گیرم نمی‌آید. حالا تو هی بگو این برای امنیت خودت بوده است! این برای امنیت تو بوده است،‌ قربانت بگردم، من که سال‌هاست مرده‌ام.

داشتم فکر می‌کردم حتی همین ثانیه هم همه شبکه‌های اجتماعی را با بیشترین سرعت در اختیار داشته باشم، می‌خواهم چی را با کی با اشتراک بگذارم؟ با فلانی که تازه ازدواج کرده و می‌دانم همین ماه دوم به پیسی و قرض‌گرفتن افتاده است؟‌ یا آن دوست دوری که با حداقل حقوق روزی ۱۰۰ کیلومتر در مسیر است تا به سرکارش برسد؟ هر چیزی که باقی مانده، بدبختی روی بدبختی است.

من سال‌هاست می‌ترسم حتی یک پیتزا را با بقیه به اشتراک بگذارم چون نمی‌خواهم حال آنکه ندارد بخرد را بگیرم.

من خوشحال نیستم فیلترچی. اما این را توی مغزت فرو کن که همین که الان مجبور شدی وصلش کنی، یعنی به ساز ما رقصیدی و این جای بسی خوشحالی دارد.

مرحله بعدی برچیدن فیلترینگ است که به سراغت می‌آیم. گسترده‌تر، محتوای بیشتر، عمیق‌تر، کارزار بیشتر، محتوای ویدئویی و با برملا کردن ذات و وجود واقعی تو. کاری می‌کنم که برای دیدن صداوسیما و خواندن خزعبلات فالس‌نیوزها، مجبور به انجام کارهایی شوی که تا به حال فکرش هم نمی‌کردی.

بعد از اینکه اینترنت را مجبورت کردیم وصل کنی، دو مورد زیر را که از کلمات مضحک و رنگ و رو رفته قدیمی دوباره راه افتاده را دقیق و جامع نقد می‌کنم: