“she only comes out at night”
زاده سرزمین خورشید
من لایلا هستم.
زاده سرزمین خورشید.
ستارهی سوزان تنها معبود من است.
گرمای خورشید برای من موهبت است.
من از جنس آتشم.
این گلولهی سوزان، گرمایش بخش قلب من است.
نور این ستاره بهشت من است.
زندگی و انگیزه من هر روز و هر روز و هر روز با طلوعش، طلوع می کند.
مرا با او تنها بگذار. معاشقه، مراقبه، مکاشفه، عبادت، پرستش، خلوت… هر چه خواهی بنامش. بگذار لذت ببرم که این بزرگترین لذت زندگی من است.
مرا بسوزانی؟ بسوزان. شاهد خاکستر شدنم باش. ببین که چگونه از خاکسترم متولد می شوم.
من زاده سرزمین خورشیدم.
مردمان من اشعه های نخستین خورشید را هنگامی میبینند که در تمام سرزمین نیمه شب است.
مردمان من با خورشید زندگی می کنند. با خورشید می میرند. با خورشید می میرانند. با خورشید می خندند و میگذراند خورشید اشک هایشان را از روی صورتشان بخشکاند.
آن ها را به سایه نبر.
تاریکی را وارد زندگی مردمان من نکن.
روح این مردم با خورشید گره خورده است.
هیچ موجودی هرگز نخواهد توانست این پیوند مقدس را بشکند.
من لایلا هستم.
زاده سرزمین خورشید.
متولد تابستان سوزان.
مردمان من را از این تاریکی شوم رها کنید. نور خورشید را به آن ها برگردانید.
اگر مقاومت کنید تک تک شما را در آتشی نشات گرفته از خورشید خواهم سوزاند.
تک تکتان را.
حتی اگر این آخرین کاری باشد که در زندگی ام انجام می دهم، خورشید را به مردمانم باز می گردانم.

ختم جلسه🏳️
مطلبی دیگر از این انتشارات
برای تو...!
مطلبی دیگر از این انتشارات
صفحهی آخر بود.
مطلبی دیگر از این انتشارات
pay me back