تمام قربانیان یک بی‌تدبیری تاریخی!

چهار سال پیش وقتی شهید رئیسی روی کار آمده بود وضعیت جوری پیش رفت که یادداشت زمانی برای قربانیِ کبوترها! که بر اساس واقعیت محض نوشته شد یکی از یادگارهای نوشتاری آن ایّام‌ام شد. هرگز فکر نمی‌کردم روزهایی بدتر از آن ایّام در پیش روی کشور باشد؛ ولی اوضاع اقتصادی و مدیریتی امروز نشان می‌دهد که ما همچنان در یک گرداب بی‌تدبیری عمیق غرق هستیم.

این خبر و خبر دیگری که در روزهای اخیر منتشر شدند نشان از این دارد که دامنه‌‌ی خرابی اوضاع اقتصادی مملکت در دولت بی‌برنامه‌ و صد البته سرشار از کارشناس باسوادترین رئیس‌جمهور دنیا! از این چیزی که الان داریم حس می‌کنیم قرار است بدتر شود. بخش‌هایی از این دو خبر:

در جنوب کشور به دلیل عدم تناسب قیمت خرید تضمینی گندم، کشاورزان در حال چرای دام در مزارع سبز گندم هستند، چون برای آنها اقتصادی‌تر است؛ این یعنی نابودی نان مردم.

در شرایطی که کشور در وضعیت نه جنگ و نه صلح قرار دارد و هر لحظه تهدید می‌شویم، عدم مدیریت درست ارز واردات نهاده‌های دامی، راه را برای نفوذ دشمن باز می‌کند. همین امروز گزارش‌هایی داریم که تعدادی از کشتی‌های حامل نهاده‌های دامی اجازه پهلوگیری پیدا نکرده‌اند؛ چه کسی قرار است پاسخگوی این فاجعه باشد؟

وقتی قیمت‌ها را بدون در نظر گرفتن توان بهره‌بردار بالا می‌برید، شک نکنید که دام مولد به کشتارگاه می‌رود و آسیب این اتفاق جبران‌ناپذیر خواهد بود.

در حالی که تولیدکننده نقدینگی ندارد، وکلای بانک‌ها با تهدید به مناقصه گذاشتن خانه‌های کشاورزان و ضامن‌ها، فضا را متشنج کرده‌اند. از سوی دیگر، رسوب کالا و نهاده‌ها در گمرکات به دلیل بروکراسی اداری، باعث شده کود و سم به موقع به دست کشاورز نرسد؛ تنها ۱۰ روز تأخیر در کشت، منجر به کاهش ۲۵ درصدی عملکرد در واحد سطح می‌شود.

فردا برای تأمین نقدینگی و اصلاح فرآیندهای تخصیص ارز دیر است. اگر امروز تدبیر نکنید، امنیت غذایی کشور با چالشی مواجه می‌شود که جمع کردن آن ممکن نخواهد بود.

افزایش قیمت جو، سویا و سایر نهاده‌های خوراک دام می‌تواند گندم را از چرخه مصرف انسانی خارج کند،... در شرایطی که نرخ جو از گندم بالاتر رفته، این نگرانی وجود دارد که بخشی از گندم تولیدی کشور در ماه‌های آینده به مصرف دامی برسد.

این‌ها شاید برای شما که نه کشاورز هستید و نه دامدار صرفاً یک خبر نگران‌کننده باشد ولی برای کشاورز و دامدار، عین مرگ و زندگی هستند.

قیمت خوراک دام (سویا، جو و…) سر به فلک کشیده است؛ تا جایی که در این خشکسالی و شوربختی، کشاورزی و نگهداری دام دیگر صرفه‌ی اقتصادی ندارد. کافی است سری به سایت دیوار استان خود بزنید و ببینید دامداران چگونه برای فروش دام‌هایشان به تکاپو افتاده‌اند. روانه شدن دام‌ها به کشتارگاه و تبدیل گندم، یعنی نان مردم، به آذوقه‌ی دام از سر ناچاری، یک پیام روشن دارد: چند ماه دیگر گوشت و گندم یا کمیاب می‌شوند یا با قیمتی سرسام‌آور به دست مردم می‌رسند. آن‌وقت دولت ناچار است برای تأمین این دو کالای حیاتی به واردات گسترده‌تر روی بیاورد؛ و این یعنی به خطر افتادن مستقیم امنیت غذایی کشور. در چنین وضعیتی، دیگر هیچ چیز این مملکت با هیچ چیزش جور در نمی‌آید.

البته قصه فقط قصه گوشت قرمز و نان نیست. جوجه‌ریزی کاهش پیدا کرده و این یعنی کاهش تولید گوشت مرغ و چالش تامین گوشت مرغ در ماه‌های آینده. این خبر را بخوانید.

پنج‌شنبه قرار گذاشته‌ام گوسفندهای ماده‌ام را ببرم دامپزشکی سونوگرافی کند تا اگر خیالم راحت شد که حامله نیستند روانه‌ی کشتارگاه‌شان کنم. تولید کردن در این مملکت آن هم در سال سرمایه‌گذاری برای تولید دور از جان شما عین گوه خوردن است.

افسوس برای این مملکت. افسوس برای این گوشت قربانی. افسوس برای تمام قربانیان این بی‌تدبیری تاریخی.

یادداشت پیشین که یکی از عجیب‌ترین یادداشت‌هایم است، دیگر زده‌ام به سیم آخر!

جُنگ و جَنگِ اعدادِ زندگیِ یک مرد خسته