احساسی که انسان به اندازه کافی به آن نمی‌پردازد

عشق
عشق

مردی هر روز درخت‌های وسط خیابان زند را در آغوش می‌گیرد. هیچ روزی را برای عشق ورزیدن به این درختان از دست نمی‌دهد. در این دور اطراف همه او را می‌شناسند، با او همکلام می‌شوند، برایش غذا می‌آورند، از او عکس و فیلم می‌گیرند، گاهی در اینستاگرام منتشر می‌کنند.

گویا در آغوش کشیدن آن درختان، به دلیلی او را یاد مادرش می‌اندازد. نمی‌دانم بین او، مادرش و این درختان کهنه چه گذشته، اما هر چه بوده یاد و خاطره‌اش آنقدر عزیز است که او را در خیابانی شلوغ و پرترافیک به در آغوش کشیدن آن‌ها وامی‌دارد.

روزی از خواب بیدار می‌شوی، لباس می‌پوشی و به سر کار می‌روی در مسیر به درختان نگاه می‌کنی و می‌بینی همه برگ‌ها خاکستری‌اند. سرت را بالا می‌گیری می‌بینی آسمان هم خاکستری است. سر کار کسی لبخند نمی‌زند. ناهار هیچ طعمی ندارد. مادرت را در آغوش می‌گیری، اما حس آرامش نمی‌دهد. برگ گل‌ها زبر شده‌اند. آب رودخانه راکد و لجن گرفته است. بازار خلوت و چراغ مغازه‌ها خاموش است. قهوه خانه‌ها قلیان چاق نمی‌کنند. گربه‌های حیاط کافه دیگر شیطنت نمی‌کنند.

اگر عشق نبود دنیای ما چنین رنگی داشت. به اطرافتان نگاه کنید؛ دنیا این شکلی‌ست؟ حتی در بدترین روزهایمان، همان روزهایی که فکر می‌کنیم عشق تنها متعلق به قصه‌هاست، باز هم درختان سبزند، آسمان آبی‌ست و گربه‌ها پرجنب‌وجوش‌اند و هنوز هم مرد خیابان زند درخت‌ها را بغل می‌کند. سرشت ما با عشق آمیخته است؛ اما نه عشقی از نوع بازاری آن.

به عقیده من عشق نه آن احساس پررنج و ریاضتی‌ست که در اشعار کهن به آن اشاره شده، نه آنقدر سطحی که هالیوود به تصویر می‌کشد.

عشق ساده‌ترین احساس ماست. از همان بدو تولد در وجود ماست. عشق است که ارتباط ما را با طبیعت و سایر جانداران شکل می‌دهد؛ با عروسک‌هایمان، حتی با خودمان. از لحظه‌ای که با خاک بازی سراسر شوق می‌شویم، تا آن لحظه‌ای که با گریه در خیابان‌ها پرسه می‌زنیم، ثانیه‌ای از عشق فاصله نگرفته‌ایم.

عشق در این دنیا زمانی برای به ما پایان می‌رسد که سفر ما در این دنیا به پایان برسد. غیر از این می‌توانیم انکارش کنیم، ماهیتش را زیر سوال ببریم، به او بد و بیراه بگوییم، اما در نهایت نمی‌توانیم او را از خودمان جدا کنیم. عشق ماهیت ماست. تک تک احساساتی که تجربه می‌کنیم دست در دست عشق دارند.

حقیقت شیرین این است که اگر عشق نبود، انسان هم نبود.