فیل، هسته، خوشه، شبکه*

«شروع کارم با حکایتی است بسیار محبوب (اما احتمالاً ساختگی) دربارۀ ولادیمیر ناباکوف. در سال ۱۹۵۷، او برای کرسی استادی ادبیات روسی در دانشگاه هاروارد پیشنهاد شده بود. برخی از این پیشنهاد استقبال نکردند. نقل است که رومن یاکوبسن، زبان‌شناسِ هاروارد به همکارانش گفت «اگر قرار است ادبیات روسی را نویسندگان بزرگ روس تدریس کنند، پس فیل‌ها را هم بیاوریم تا در دانشکدۀ جانورشناسی درس بدهند.
دانشجویانم می‌خندند و بعد، می‌روم سراغ مسئله‌ای که با روبه‌رو هستم. این نیم‌سال، من فیلی خواهم بود که جلوی شما ایستاده، اما نهایت سعی‌ام را خواهم کرد تا استاد نیز باشم.» اورهان پاموک

من البته سعی در استادی ندارم و صرفا از نگاه فیل قصد دارم برای دفاتر کوچک معماری در وضعیت فعلی پیشنهادی داشته باشم.

کار معماری حتی در پروژه های کوچک دانشجویی هم یک کار تیمی است و به این ترتیب اغلب کسب و کارهای نوپای معماری در قالب دفاتر معماری با هسته های 2 تا 5 نفره و بر اساس آشنایی و رفاقت قبلی و یا سابقه تحصیل مشترک دوره هم شکل می‌گیرند و نحوه تقسیم کار در آنها عموما به این شکل است که همه‌ی اعضا تیم در همه‌ی کارهای لازم برای به سرانجام رسیدن پروژه فعال هستند.

زمانی‌که این گروه‌ها موفق به حفظ خود و انجام چند پروژه‌ی معماری می‌شوند شروع به توسعه و رشد می‌کنند و به سطح بعدی یعنی دفاتر 5 تا 15 نفره تبدیل می‌شوند. در راه رسیدن به این سطح دو رویکرد در تیم‌ها انتخاب می‌شود.

رویکرد اول حفظ همان ساختار تقسیم کار قبلی است به این ترتیب که باز هم هرکسی در گروه می تواند و می بایست در همه بخش‌های پیشبرد یک پروژه معماری انجام وظیفه کند. با نگاهی به مفهوم رشد درمی یابیم که این روش الزاما منجر به توسعه می‌شود. اگر یک مورچه هزار برابر بزرگ شود به جای مبدل شدن به یک موجود کارآمد به یک هیولای سینمایی تبدیل می‌شود. در طبیعت هم اگر مورچه‌ای هزاربرابر رشد کند به فیل شبیه می‌شود. موجودی که دارای ویژگی‌ها و نسبت های متفاوت است تا بتواند این رشد را کارآمد کند. پس توسعه‌ی زیاد با حفظ همان نسبت های درون تیمی ممکن است منجر به شکست شود.

رویکرد دوم تغییر نسبت‌ها و رفتن به سمت تخصصی شدن کارها است؛ بدین ترتیب در تیم بزرگتر هسته‌های کوچک تخصصی شکل می‌گیرد و هر هسته وظیفه انجام یک بخش از کار را برعهده خواهد گرفت و کار معماری به بخش‌های تخصصی مانند طراحی شماتیک، توسعه طراحی، طراحی اجرایی، تولید اسناد و مدارک، ارایه بصری و ساخت ماکت‌ها و ماک‌آپ ها و ... تقسیم می‌شود. این رویکرد خرد شدن دانش به رشته های تخصصی در تاریخ معماری هم وجود داشته و در طول زمان با شکل‌گیری هسته ای تخصصی دانش هر گروه به صورت رشته‌های علمی مجزا همچون سازه، طراحی صنعتی، طراحی شهری و ... از بدنه این رشته جدا شده است.

بدین ترتیب هسته‌های اولیه مانند بادکنک بزرگ نمی‌شوند بلکه با تقسیم به هسته‌های دیگر در کنار هم خوشه‌هایی از گروه‌های تخصصی می‌سازند که در یک شبکه با یکدیگر ارتباط و تعامل دارند.

تاسیس هسته‌های کوچک تخصصی در وضعیت فعلی بازار کار معماری که از طرفی با رکود و کاهش پروژه‌های معماری و از طرف دیگر با گسترش و رشد تعداد معماران مواجه هستیم، می تواند پاسخی کارآمد به وضعیت بحران باشد.

این هسته‌های تخصصی به دلیل حوزه‌های کار متفاوت رقابت کمتر وتعامل بیشتری با بقیه تیم‌ها دارند و به جای کار موازی به صورت سری و در امتدا یکدیگر فعالیت می‌کنند و از سوی دیگر پروژه‌های محدود و بزرگ فعلی به چندین کار تخصصی و کوچک‌تر تقسیم شده و هسته‌های بیشتری را درگیر خواهد کرد. همچنین تولید و توسعه دانش نیز در هسته‌ها رشد بیشتری خواهد داشت.

انعطاف پذیری، حضور بیشترین تخصص ها، قابلیت بزرگ و کوچک شدن هر خوشه که از هسته‌های مختلف در یک شبکه معماری تشکیل شده است می تواند پاسخی در مقابل وضعیت امروز دفاتر معماری باشد.