رها کردن ، آغاز لحظه ای نو از امید در زندگی

رها کردن، آخرین ایستگاه بنبست است.
جایی که میپذیریم تقصیر ما نبوده؛
جایی که میپذیریم دستِ ما بسته است؛
جایی که میپذیریم اکنون، همان است که باید باشد؛
جایی که میپذیریم پوچی برندهٔ این میدان است؛
جایی که غرقشدن و سقوط را میپذیریم؛
جایی که درمییابیم برای رهایی، فقط باید رها کرد؛
جایی که میپذیریم متوقف کردن رودخانهٔ جاری با مشتی سنگ، ناممکن است…
و باید گذاشت رودخانه، مسیرش را ادامه دهد.
جایی که میپذیریم تقصیر ما نبوده؛
و جایی که درمییابیم تنها راه رهایی از رنج، رها کردن است.
جایی که متوجه میشویم رها کردن،
همان نقطهای است که پرواز شروع میشود.
مطلبی دیگر از این انتشارات
دلنوشته ای برای هیچ.
مطلبی دیگر از این انتشارات
از خودم بدم میاد
مطلبی دیگر از این انتشارات
ماهی دیوانه/ نویسنده سایلیا