بال های من در قفس خانواده جا نمیگرفت. هرچند برایم سخت است نداشتن لانه و آشیانه. اما پرواز آن چیزی ست که در تقدیرم نوشته شده. من آزاد شدم تا پرواز بیاموزم، زود تر و بلند تر از همسالانم.
من هم مثل همه

زندگی پیچیده ای دارم از همان زندگی هایی که مردم در خیالشان خودشان را جایت میگذارند و با خود فکر میکنند چقدر اینطوری زندگی کردن سخت است
اما من دارم این زندگی را زندگی میکنم و شگفت انگیز تر از این چه چیز دیگر میتوانم بخواهم؟
البته مطمئن هستم دیگران هم به اندازه من سختی دارند توی زندگی شان
اما یک زندگی ساده معیار هایی در ذهن عوام دارد که نداشتن اون معیار ها زندگی ات را در نظر دیگران عجیب جلوه میدهد
مثلا برای یک نوجوان در نظر مردم یک والدین نیاز است و خانه و غذا و درس و سلامتی در حد مطلوب
مردم فکر میکنند هرکه این داشتن های حد اقلی را داشته باشد زندگی معمولی دارد و مشکلات دیگر خرده ریز هستند
منظورم این است که دیگران نمیتوانند نقص های درونی یک زندگی را ببینند و برای همین معیار های زندگی مطلوب را معیار های ظاهری بنا کردند
مثلا متوجه نیستن که داشتن روحیه حساس برای یک نوجوان چقدر میتواند زندگی را برایش سخت کند
زندگی من به دلیل نقص در معیار های ظاهری عجیب به نظر میرسد
وگرنه یک زندگی ست مانند هزاران زندگی دیگر که گاهی سخت و جان فرسا است و گاهی نرم و روان
مطلبی دیگر از این انتشارات
چرا به من اعتماد کردی...؟؟😳
مطلبی دیگر از این انتشارات
..خنده..
مطلبی دیگر از این انتشارات
آموزگارِ سال دوّم دبستان