معنی حکایت باغبان نیک اندیش فارسی نهم

روزی خسروی به تماشای صحرا بیرون رفت. باغبانی پیر و سالخورده را دید که سرگرم کاشتن نهال درخت بود.
یک روز پادشاهی به قصد گردش و تفریح به دشت و صحرا رفت. باغبان پیر و سالمندی را دید که مشغول کاشتن نهال درخت بود.
خسرو گفت: «ای پیرمرد، در موسم کهنسالی و فرتوتی، کار ایام جوانی پیشه کردهای. وقت آن است که دست از این میل و آرزو برداری و درخت اعمال نیک در بهشت بنشانی، چه جای این حرص و هوس باطل است؟ درختی که تو امروز نشانی، میوه آن کجا توانی خورد؟»
پادشاه گفت: «ای پیرمرد، در دوران پیری و از کار افتادگی، کارهای دوران جوانی را انجام میدهی. دیگر موقع آن رسیده است که علاقه و اشتیاق به کارهای دنیایی را رها کنی و به فکر انجام کارهای شایستهای باشی که نتایج آنها را در بهشت ببینی (ترک دنیای مادی و ذخیره اعمال معنوی)، نباید در این سن و سال طمع کنی و آرزوهای مادی و دنیایی داشته باشی. زیرا تو تا بزرگ شدن درخت و محصول دادن آن زنده نمیمانی و نمیتوانی از میوه آن بهرهمند شوی.
باغبان پیر و پاکدل گفت: «دیگران نشاندند، ما خوردیم، اکنون ما بنشانیم تا دیگران خورند.»
باغبان پیر و خوشقلب گفت: «انسانهای قبل از ما زحمت کشیدند و ما از دسترنج آنها استفاده کردیم. حالا ما میکاریم تا آیندگان از آن بهره ببرند.
معنی لغات حکایت باغبان نیکاندیش:
خسرو: پادشاه
موسم: هنگام - وقت
فرتوت: پیر و سالخورده
پیشه کردن: کاری را حرفه و شغل خود قرار دادن
ایام: روزها
حرص: زیاده خواهی
هوس: میل و اشتیاق
پاکدل: خوش قلب
مطلبی دیگر از این انتشارات
معنی درس در حقیقت عشق فارسی دوازدهم
مطلبی دیگر از این انتشارات
معنی درس از آموختن، ننگ مدار فارسی دهم
مطلبی دیگر از این انتشارات
معنی شعر درس نام نیکو فارسی پنجم ابتدایی ❤️