کنجکاوی | جادو گمشده کودکی
ادبیات را میتوان در زندگی انسان یافت. مثلا کودکی یک رئالیسم جادویی دلپذیر و خاطره انگیز است و بزرگسالی هرچه که هست دارد حوصلهام را سر میبرد.
خاطرات کودکیم با هاله ای از رمز و راز پوشیده شدند. انگار آن موقع جادو وجود داشت و سعی بر کشفش داشتم. چیزی ناشناخته کارهای ساده را شگفت انگیز و لذت بخش میکرد. در آن زمان با اینکه هنوز نمیدانستیم چطور باید خوش گذراند؛ بیشتر خوش میگذشت. میخواهم جادوی دوران کودکی را که حالا گمش کردیم را به شما معرفی کنم. آن جادو کنجکاوی ارزشمند ماست که ما آنرا از دست دادهایم و باید آن را بازیابیم.
1. کنجکاوی چیست؟
کنجکاوی همان میل و احساس درونی است که مارا به جمع آوری اطلاعات و یادگیری سوق میدهد. البته که کنجکاوی یک لوکس فکری و جزوی از مد روشن فکران نیست. کنجکاوی یک مکانیسم کاربردی بقاست که با سیستم پاداش دهی(مثلا از طریق مسیر های دوپامینی) مارا به سمت دریافت اطلاعات سوق میدهد.کنجکاوی انتخابی نیست و جزوی از ذات انسان است. میلی که معتقدم امروزه بیشتر از هر زمانی به آن نیازمندیم ولی قدرش را نمیدانیم. در کودکی از آنجا که باید سریعا اطلاعات جمع کرد و موضوعات زیادی را یادگرفت؛ کنجکاوی انسان بسیار زیاد است. بعد از کودکی نیاز به جمع آوری سریع اطلاعات کم تر میشود ولی همچنان کنجکاوی سودمند است. توجه کنید که کنجکاوی معمولا میلی است که انسان را از محدوده امنش خارج میکند؛ گویا کنجکاوی شکلی از تنش مفید است که در کوتاه مدت اندکی ما را به خطر میاندازد ولی در بلند مدت بسیار سودمند است. در یک مدل ساده سازی شده میتوان کنجکاوی را به 3 بخش تقسیم کرد: کنجکاوی ادراکی مربوط به جمع آوری سریع اطلاعات در زمانه حادثه است. مانند کنجکاوی ما نسبت به یک صدای بلند که چند لحظه پیش شنیدیم. کنجکاوی اجتماعی مربوط به جمع آوری اطلاعات در حوضه جامعه و اطرافیانمان است. مانند میل به دنبال کردن اخبار یا شایعه ها و روابط بین دیگران. کنجکاوی شناختی مربوط به یادگیری و شناخت مفاهیم است. مثلا میل به یادگیری نحوه عملکرد یک اهرم. کنجکاوی ادراکی به بقای ما در شرایط بحرانی کمک میکند. کنجکاوی اجتماعی کمک میکند روابط اجتماعیمان را بهبود بدهیم و درباره دیگران اطلاعات کسب کنیم. کنجکاوی شناختی در بلند مدت کیفیت زندگی و شانس بقایمان را افزایش میدهد. خوشا به حال ما که در این زمینه -کنجکاوی شناختی- میتوانیم به جای تجربه مستقیم - که با آزمایش و خطا و خطر های مختلف همراه است - از تجارب دیگران بدون قبول هیچ خطری استفاده کنیم. دوست دارم بگویم کنجکاوی، امروز بی خطر تر از هر زمان دیگری است.
2. آیا ما به کنجکاوی نیازمندیم؟
در عصر مدرن کنجکاوی مفید تر از هر زمان دیگری میباشد. خطراتی که حین جمع آوری اطلاعات نیاکان مارا تهدید میکرد امروزه وجود ندارند. یادگیری و دسترسی به منابع آموزشی بسیار تسهیل شده است. یادگیری مهارت ها و مفاهیم مختلف یک سرمایه گذاری ارزان است که میتواند کیفیت زندگی مارا بشدت افزایش دهد. کنجکاوی احساسی است که مارا به سمت یادگیری تشویق میکند.
سرعت پیشرفت علم در زمینه های مختلف سرسام آور است و اهمیت نگرش بین رشته ای - یعنی از استفاده از مفاهیم و روش های علوم مختلف در یک رشته خاص برای بهبود آن - امروز بیشتر از هر زمانی عیان شده. میخواهم بگویم در هر حرفه ای که مشغول هستید علم مربوط به آن حرفه بشدت در حال افزایش است و البته یادگیری علوم مختلف دیگر نیز میتواند بسیار در حرفهتان کمک کننده باشد. کنجکاوی و یادگیری در جهان امروز ضروری هستند. از طرف دیگر کنجکاوی لذت بخش است و به زندگی شادی میبخشد، استرس را کاهش میدهد و فعالیت مغز را بهبود میدهد. کنجکاوی یک سرگرمی ارزشمند و بسیار سودآور است.
جالب است بدانید در یک دیدگاه ساده انگارانه به فعالیت مغزی میتوان گفت مغز ما خاطراتی را بیشتر حفظ میکند که یا بیشتر تکرار شدهاند یا احساسات بیشتری را برانگیختهاند -البته این همیشه صادق نیست و به طور مثال استرس شدید حافظه را مختل میکند-. یعنی هم احساسات ترس و انزجار و تحقیر و هم لذت کنجکاوی میتوانند به یادگیری ما کمک کنند. انتخاب با ماست. فقط امیدوارم هزینه زیادی سر شکست هایمان ندهیم.
در نهایت بله؛ از نظر من ما به کنجکاوی نیازمندیم.
3. چرا کنجکاوی ما کاهش یافته؟
همانطور که - در پاسخ به پرسش اول - گفتم به طور طبیعی نیاز ما به جمع آوری سریع اطلاعات بعد از کودکی کاهش میابد و بخشی از کاهش-یا بهتر است بگوییم تعدیل- کنجکاوی دلیل زیستی دارد. البته که به نفعمان است بعد از کودکی هم همچنان کنجکاو بمانیم و تکامل این کنجکاوی را در ما حفظ کرده است. پس چرا اینقدر کنجکاویمان کاهش یافته؟ من بعد از تفکر به سبک زندگی خود و اطرافیانم تصور میکنم کمی به پاسخ این پرسش نزدیک شده ام و میخواهم دو دلیل عمده کاهش کنجکاویمان را بیان کنم.
اولین دلیل فرهنگی است. گمان میکنم خیلی از ما تجربه سرکوب کنجکاویمان توسط بزرگترها را داشته باشیم. سرت در کار خودت باشد، این سوال مربوط به کتاب درسی نیست، بچه جان الان حوصله توضیح دادن ندارم، بزرگ میشی خودت یاد میگیری، دانستن این مبحث چه سودی به حال تو دارد، به جای این سوال ها دَرست را بخوان و... . قبول دارم کنجکاوی طرف منفی هم دارد. افراط در کنجکاوی اجتماعی فضولی در زندگی شخصی دیگران است و پراکنده کاری حاصل از کنجکاوی میتواند تا حدی تمرکز مارا کاهش میدهد-البته مطالعاتی هم هست که نشان میدهد کنجکاوی میتواند تمرکز مارا افزایش دهد-. ولی فقط همین چیزها. میتوان به کودکان آموخت مرز های شخصی دیگران را رعایت کنند و بهتر است روی یک موضوع خاص تمرکز داشته باشند و بعد از اینکه تا حدی به آن مسلط شدند به دنبال موضوع بعدی بروند. کنجکاوی در زمینه های مختلف به کودکان کمک میکند بهتر یاد بگیرند و استعداد هایشان را بهتر بشناسند. امتحان کردن کار های مختلف و پیدا کردن علاقه و استعداد خود یکی از مهمترین امتیاز های کنجکاو بودن است. البته که بیشتر بزرگترها بچهها را به اینکار تشویق نمیکنند. شاید چون وقتش را ندارند یا شاید چون از اهمیت کنجکاوی آگاه نیستند. کنجکاوی در کودکی سرکوب میشود و حتی در بزرگسالی هم یک کار کودکانه و بی ارزش به حساب میآید. بر اساس تجربیات شخصی و مشاهدات من -که احتمالا فاقد اعتبار علمی و پژوهشی هستند- بیشتر اوقات در جامعه ما کنجکاوی یک ضد ارزش است و انتظار میرود افراد بیشتر حرف شنو یا حتی دگم باشند و کمتر سوال بپرسند. فرهنگ غلطی نیست؟ جامعه ای که مردم ذهن بسته ای دارند و علاقه ای هم به یادگیری ندارند جامعه ای آرمانی نیست سعی کنیم به سمت آن برویم.
دومین دلیل مربوط به سبک زندگی و انتخاب های خودمان است. البته معتقدم در نهایت سبک زندگی که داریم تابعی از از فرهنگی که در آن زندگی میکنیم و فرهنگی که در آن رشد کرده ایم- و یکسری از خصوصیات ذاتی خودمان- است. یکسری از عادت های احتمالا نادرست ما -من کی باشم که درمورد درست یا غلط بودن عادت ها نظر بدهم- منجر به پدیده ای شده تحت عنوان انباشت اطلاعاتی. یعنی در زمان کوتاهی حجم زیادی از اطلاعات سطحی و تقریبا بدون کاربرد را وارد مغزمان میکنیم. اینکار بشدت لذت بخش است و در زمان کوتاهی میل به کنجکاوی مارا سیر میکند؛ شاید هم سر میزند. داستان این است که ما با این اطلاعات مغزمان را فریب میدهیم. اینکار یک سرگرمی بی فایده است که تمرکزمان را میگیرد و کنجکاویمان را برای بقیه روز خالی میکند. میدانید دقیقا در مورد کدام پدیده صحبت میکنم؟ محتوای- مخصوصا ویدیو های- کوتاه اینترنتی. در ادامه نکوهش این سرگرمی دوست دارم اضافه کنم این محتوای کوتاه ما را کم طاقت و کم دقت هم کرده. حجم زیاد اطلاعات در زمانی کوتاه مغز مارا پر میکند و نمیگذارد درست تحلیل کنیم. از طرف دیگر عادت میکنیم در زمانی کوتاه لذت زیادی دریافت کنیم و در فرایندی شبیه به شرطی شدن دیگر طاقتی برایمان نمیماند. این محتوا پراکنده و سطحی هستند و بیشتر اوقات قرار نیست آموزنده باشند. درواقع هدف اصلی بیشتر این دسته محتواها جلب توجه و تمرکز ما با ظاهری جذاب و -معمولا- باطنی بی ارزش است. فکر میکنم این تعبیر درستی از محتوای زرد است. حتی اگر واقعا محتوای آموزنده ای بین اینها وجود داشته باشد تمرکزی برای یادگیریش را نداریم و خیلی زود آنرا به فراموشی میسپاریم. پیشنهاد شخصی من چیست؟ کمی حوصله به خرج بدهید و برای سرگرمی فیلم خوبی ببینید. رمان جذابی بخوانید. موسیقی گوش بدهید. مطالب من را دنبال کنید. وقتی هم بگذارید و کمی یاد بگیرید که شاید در این دنیای آشوبناک به کارتان بیاید.
انباشت اطلاعاتی در دنبال کردن اخبار میتواند بیشترین آسیب را به ما بزند-مخصوصا در ایران حال حاضر-. سیاست و اقتصاد بسیار پیچیده و غیر قابل پیشبینی هستند. با دنبال اخبار مختلفی که در جهان -یا حتی در کشور یا حتی در شهر خودمان- اتفاق میافتد بیشتر؛ اوقات فقط وقت و تمرکزمان را تلف کردهایم. احتمالا اگر وقت اینکار را صرف یادگیری اقتصاد و سیاست پایه بکنیم ساز و کار دنیا را بهتر درک کنیم تا اینکه هر روز اخبار را دنبال کنیم. در فصل 99 کتاب هنر شفاف اندیشیدن -در این کتاب به خطاهای شناختی پرداخته میشود که میتوانند موجب تصمیم گیری غلط ما بشوند- رولف دوبلی میگوید: ((پیشبینی میکنم دنبال نکردن اخبار به اندازه کنار گذاشتن 98 خطای دیگری که در این کتاب به آن پرداخته شده به نفعت خواهد بود)). قبول دارم شغل بعضی از افراد مستقیما وابسطه به تغییرات جهان و اخبار بین المللی است؛ ولی بیشتر مردم مخصوصا راننده تاکسیها و آرایشگرها و دانش آموزان نه احتیاج چندانی به اخبار دارند و نه تحلیل درستی از آن. پیشنهاد میکنم به جای چند ساعت تحلیل و دنبال کردن رسانه های مختلف چند دقیقه در روز و آن هم چکیده مفید اخبار از منابع معتبر را دنبال کنید. آن هم اگر منبع معتبری یافتید -فکر نکنم در این زمینه موفق شوید-.
در نهایت این مطلب نه زرد است و نه یک تحقیق آکادمیک دقیق. میتوانید به عنوان یک دیدگاه که شاید کمی سبک زندگیمان را بهبود دهد به آن فکر کنید. نتیجه ای هم که خودم میخواهم از این حرفها بگیرم این است که بهتر است کمی راحت تر زندگی کنیم و کمی کنجکاو باشیم و کمتر سخت بگیریم. همچنین پیشنهاد میکنم کنجکاوی را -به عنوان یک ارزش- برای دیگران و مخصوصا کودکان تبلیغ کنیم. شاید کنجکاوی بهترین پدیده ای است که میتواند -به طور مطلوبی- علم را در جامعه گسترش بدهد و شاید این بزرگترین سرمایه گذاری برای آینده بشر است. اگر همه ما کمی بیشتر بی اندیشیم و کمی بیشتر یاد بگیریم، زندگی همه آسوده تر میشود و چه بهتر که این مسیر خوش باشد و خوش بگذرد.
این را هم اضافه کنم در این نوشته از مطالب علمی زیادی را به طور ساده انگارانه استفاده کردم. منظورم این است که پیچیدگی های آنها را برای نتیجه گیری راحت تر ساده سازی و مدل سازی کردم. حقیقت این است علوم مربوط به روانشناسی و اعصاب بسیار پیچیده هستند و نمیتوان به همین راحتی سیستم هایی مانند ثبت خاطرات یا پاداش دهی را توصیف کرد و از آن نتیجه گرفت.
کمی افراط در کنجکاوی:
در کتاب خرده آزمایش ها Anne Laure Le Cunff - تلفظش را نمیدانم سخت نگیرید- توضیح میدهد میتوان به کنجکاوی بیشتر از یک فعالیت روزمره نگاه کرد. درواقع میتوانیم ساختار و فلسفه زندگیمان را براساس یادگیری و تجربه فعالیت های مختلف قرار بدهیم. در این دیدگاه زندگی از دگم چرخه بی پایان هدف گذاری و تلاش برای رسیدن به اهداف خارج میشود و جایگزین آن چرخه ای از آزمایش ها و یادگیری برای بهبود خویشتن است. شنیده اید که میگویند از مسیر لذت ببرید؟ حقیقتا زندگی انسان هدف مشخص و غایی ندارد -البته اگر بقا و تولیدمثل و موفقیت فرزندانمان در فرزند آوری را به حساب نیاوریم-. زندگی یک مسیر طولانی است که نباید انتظار مقصد خاصی از آن را داشته باشیم. بهترین کار این است که در این مسیر بلند بجای تلاش برای رسیدن به اهداف برای یادگیری و رشد تلاش کنیم و هر هدفی صرفا آزمایش یا تمرینی باشد برای بررسی خود و هر شکست یا پیروزی صرفا نتایج این آزمایش ها هستند که با بررسی آنها میتوانیم خودمان را بهتر کنیم. در دنیایی پیچیده و آشوبناک که هدف مشخصی ندارد بهتر است همواره بیاموزیم و همواره از زندگی لذت ببریم.

علیرضا محمدی - 23 فروردین 1405
خارج از متن:
با هرگونه نقد و نظر و حتی توهین -در غالب قوانین سایت- سازندهای به من لطف میکنید.
بیایید در این شرایط سخت کمی راحت تر زندگی کنیم و کمتر به خودمان سخت بگیریم.
مطلبی دیگر از این انتشارات
♥️ زیبایی ♥️
مطلبی دیگر از این انتشارات
سوگ در حیاط بهارنارنج
مطلبی دیگر از این انتشارات
سرویس های داخلی - برای دوره خاموشی اینترنت بین الملل