مرضیه شمس·۲۰ ساعت پیشکوکی، پوکساید و دیگر روشهای تضمینی برای بقاامروز صبح که خبرها را چک میکردم، باز هم طبق معمول از اینکه «ما هیچجای این دنیا نیستیم» حرص خوردم.
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۶ روز پیشما فقط میخواستیم زندگی کنیمدنیا در این دو سال آنقدر روی دور تندِ یک فیلم آخرالزمانی افتاد که حتی دو بار سایه غلیظ و سربیرنگ جنگ را دیدیم که مثل یک بالن غولپیکر از
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۹ روز پیشسهم من از اتوبان، لالایی شداتوبان داشت میریخت. دقیقا در سر من. تکانی خوردم. لای پلکهایم را باز کردم و نور ضعیف صفحه گوشیاش در تاریکی اتاق چشمم را زد. هنوز بیدار بو…
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱۲ روز پیشمرثیهای برای وطنِ اکنونمنتظر «ف» ایستادهام تا با هم به کتابفروشی «راوی» برویم و در مراسم رونمایی از دوماهنامه فیدیبو، از «وطن» و «خانه» بشنویم.
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱۴ روز پیش«کلمنتین»، «همسر چرچیل» یا «او»؟کلمنتین خوب میدانست چه وقت باید بال پرواز مردی خسته و سرکش شود و چه وقت باید او را متوقف کند.
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱۷ روز پیشبهار، توتِ قرمز و چیزی شبیه به لیموناداین سومین موتورسوارِ دختری است که امروز دیدهام و میبینم که خیابان عاشق شده است
مرضیه شمس·۲۱ روز پیشچطور لقمه صبحانهمان را از تهران به جنوب برسانیم؟لقمه را که گاز میزنم، طعمش فقط پنیر و گردو نیست؛ بوی همان قرمهسبزی دیشب را دارد، بوی خانه، بوی جنوب.
مرضیه شمس·۲۳ روز پیشاز بینظمی در جهان تا نظم در آشپزخانهمتاسفانه چیزهایی که اینجا مینویسم، دقیقا نمیتوانند همان چیزهایی باشند که برایم اتفاق میافتند. مثلا اگر بگویم امروز سرِ کار پروژه زیبایی…
مرضیه شمس·۱ ماه پیشمنِ خسته، مامور قهرمان شدنآقای میم گفت: «باید سعی کنی از این وضعیت، قهرمان بیرون بیای و کسی که باهاش زندگی میکنی رو هم نجات بدی.»با خودم گفتم من؟ من که همیشه از خود…
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱ ماه پیش۱۳۰۰ ساعت و چند؛ ما کجا بودیم؟گفت: «از کجا میدونستن که میمیرن که اینهمه ویدیو و صدا از خودشون باقی گذاشتن؟ اینهمه حال خوب، خنده…