مرضیه شمس·۱۳ ساعت پیشاز نگفتنهاامروز روزِ دورکاریام بود. حملِ بیش از حدِ خودم به تنهایی سخت شده است. مخصوصا که دلهره عجیبی تمام روز همراهم بود. از لحظهای که بیدار شدم م…
مرضیه شمس·۶ روز پیشجام جهانیِ بندرعباساستیلی گل اول را زد. از خوشحالیِ انفجاریِ بقیه، من هم شبیه کانگورو بپربپر کردم. بابا کنترل تلویزیون را به نشانه پیروزی بالا برد. نمیدانم چ…
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱ ماه پیشیک روز آب میشومشیرجه میزنم توی حوضچه آب سرد، بعد از جکوزی. بدنم بیحس میشود. سرما میرسد به قلبم و لبخند به لبانم. چشمانم بسته است. ثانیهها در لحظاتی ا…
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱ ماه پیشمن هم همینطور...در روزهایی مینویسم که صدای ویرگول کمتر شده. شیرفلکه ارتباطمان با دنیا را کمی شل کردهاند. اما حکایت، همان حکایت است که بود. هدف ما هم هما…
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱ ماه پیشایستگاهِ «ملکوت»کتابِ ملکوت را که بستم، حس کردم فضایِ سنگین و مسخِ داستانِ صادقی به بیرون نشت کرده و روی صندلیهای فلزیِ ایستگاه نشسته است.
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱ ماه پیشکوکی، پوکساید و دیگر روشهای تضمینی برای بقاامروز صبح که خبرها را چک میکردم، باز هم طبق معمول از اینکه «ما هیچجای این دنیا نیستیم» حرص خوردم.
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۱ ماه پیشما فقط میخواستیم زندگی کنیمدنیا در این دو سال آنقدر روی دور تندِ یک فیلم آخرالزمانی افتاد که حتی دو بار سایه غلیظ و سربیرنگ جنگ را دیدیم که مثل یک بالن غولپیکر از
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۲ ماه پیشسهم من از اتوبان، لالایی شداتوبان داشت میریخت. دقیقا در سر من. تکانی خوردم. لای پلکهایم را باز کردم و نور ضعیف صفحه گوشیاش در تاریکی اتاق چشمم را زد. هنوز بیدار بو…
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۲ ماه پیشمرثیهای برای وطنِ اکنونمنتظر «ف» ایستادهام تا با هم به کتابفروشی «راوی» برویم و در مراسم رونمایی از دوماهنامه فیدیبو، از «وطن» و «خانه» بشنویم.
مرضیه شمسدرآبی بنفش·۲ ماه پیش«کلمنتین»، «همسر چرچیل» یا «او»؟کلمنتین خوب میدانست چه وقت باید بال پرواز مردی خسته و سرکش شود و چه وقت باید او را متوقف کند.