دانش آموخته علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی و ارشد حقوق عمومی دانشگاه تهران
نقد و بررسی کتاب صداهایی از پراگ

پراگ شهریست که تاریخ، فرهنگ و اسطوره لایه لایه در آن روی هم نشسته است. شهری همزمان اروپایی، شرقی، مدرن و کهن که در تاریخ خود دوران امپراتوری بوهم و میراث یهودیان، اشغال نازی ها و سایه ی کمونیسم را تجربه کرده است. ادبیات معاصر چک ابزاریست که تمامی این تلاطم ها را ثبت کرده و صدای مردم پراگ با تمام رنج ها، امید ها و تلخی های روزگارشان شده.
در کتاب صداهایی از پراگ، شهر صرفا پس زمینه نیست بلکه به نوعی خود، کاراکتری است که به داستان ها هویت می بخشد. این کتاب فرصتی است برای خواندن روزمرگی ها یا خاطرات مردمی که در پراگ زیسته اند و حالشان در وجب به وجب آن تنیده شده است.
چرا باید صداهایی از پراگ را مطالعه کرد؟
شاید پلتفرم های اجتماعی نظیر اینستاگرام، پراگ را در ذهن ما شهری با بناهای گوتیک، قوس های نوک تیز، برج های بلند و مخروطی با فضایی سنگین، تاریک و با شکوه تصویرکرده باشد اما در این داستانها خبری از تصاویر توریست پسند اینستاگرامی و پینترستی سانتیمانتالیستی نیست.
صداهایی از پراگ شهر را از زاویه نگاه شهروندانش روایت میکند. اگر کسی بخواهد روح پراگ را بفهمد و نه صرفا نمای ظاهری اش را، شاید این کتاب کمک کننده باشد.
نقاط قوت:
1- داستان های کوتاه
اگر فرصت یا حوصله آثار بلند را نداشته باشد این کتاب انتخاب مناسبی است. داستان های کوتاه که حس، تصویر یا یک لحظه عمیق از زندگی را روایت میکنند.
این ساختار باعث میشود مخاطب بدون فشار ذهنی فضاهای متفاوتی را لمس کند تا ارتباط گرفتن با شهر ممکن باشد.
2- درک ادبیات چک
ادبیات چک که عموما در آثار کافکا و کوندرا تبلور یافته و شناخته شده است عموما همراه ترکیبی از پوچی، طنز تلخ، فلسفه و عاطفه بوده است.
این مجموعه نویسندگان متفاوتی دارد اما این روح مشترک را (در بعضی داستانها) توانسته حفظ کند.
کتاب تجربه یاحساساتی مثل دلتنگی، نگاه انتقادی به انسان، شوخ طبعی پنهان و البته چیزی که بیش از همه قابل درک است یک حس عمیق از گذر زمان و تاریخ است.
اگر کسی به ادبیات جدی و فلسفی شهری علاقه مند است این کتاب کاملا در مسیر سلیقه اوست.
3- بازنمایی چند صدایی از شهر پراگ
کتاب روایت واحدی ارائه نمیدهد. هر داستان از زاویه جدیدی بیان میشود. گاهی پراگ یک شهر شلوغ و سرد است،گاهی ارام و شاعرانه و گاهی شاید استحاله شد با هویتی جدید و بیگانه با آنانی که در آن می زیسته اند.این چند صدایی بودن به مخاطب احساس خواندن یک گزارش از روزمرگی ها را نمیدهد و کمک میکند تا تجربه آدمهای متفاوتی را درک کنیم.
4- پیوند طبیعی بین تاریخ و زندگی روزمره
یکی از هنر های کتاب مورد مطالعه این است که تاریخ را تحمیل نمیکند بلکه آنرا در دل روایت های کوچک جا میدهدبدون شعار و روایت مستقیم
5- تنوع موضوع و لحن و بیان
برخی داستان ها شخصی و احساسی اند، برخی طنزی سیاه دارند شاید تعدادی تا حدودی فلسفی باشند و بعضی هم بخشی از زندگی روزمره افراد هستند
نقاط ضعف:
1- نا متوازن بودن کیفیت داستانها
یکی از مسائلی که به زعم خود مشکل همیشگی مجموعه داستان ها میدانم به نوعی ناهمگونی کیفیت داستان هاست. چون قدرت ادبی نویسندگان برابر نیست. ممکن است بعضی داستان ها ماندگار و جذاب بنظر برسند اما بعضی دیگر مانند یادداشتی نیمه تمام، بی اثر و نا امید کننده.این ناهمگونی برای خواننده سخت گیر ضعف بزرگی محسوب میشود.
2- نبود پیوستگی روایی
تنوع نقطه قوت است اما پیوستگی روایی یا پیوند بین داستان ها هم مهم است. کتاب بیشتر حال و فضا میسازد تا داستان منسجم.
این مسئله به قدری به چشم می آید که در پایان متوجه میشویم تنها وجه اشتراک داستان ها در پراگ اتفاق افتادنشان است بدون هیچ ارتباطی باهمدیگر.
3- لحن آرام و کم اتفاق
اگر خواننده به دنبال داستانهای پرحادثه، پرکشمکش یا مبتنی بر تعلیق باشد، این مجموعه انتخاب مناسبی نیست. داستانها بیشتر احساسی، ذهنی و مبتنی بر فضای درونیاند تا اتفاقهای بزرگ.
جمع بندی
صداهایی از پراگ یک مجموعه داستان است که شهر پراگ را بهعنوان یک مکان زنده، معرفی میکند. شهری که حافظه جمعی مردمش در آن جریان دارد.
سایه کمونیسم، عشقهای کوچک، تنهاییهای شهری، و نوستالژی عمیقی که در فرهنگ مردم ریشه دارد.این کتاب برای هر کسی که به ادبیات اروپا، روایتهای شهری، و داستانهای کوتاه تأثیرگذار علاقه دارد، اثری ارزشمند است. نقاط قوتش فضاسازی قوی، روایت چندصدایی، پیوند تاریخ و زندگی، و به شکل واضح عمق احساسی کاراکتر ها بر نقاط ضعف آن غلبه میکند.
خواندن صداهایی از پراگ یعنی:
باز کردن پنجرهای تازه به جهان تجربههای دیگران.
مطلبی دیگر از این انتشارات
نقد و بررسی کتاب جنگ سرد: تاریخچه ای از آغاز تا پایان
مطلبی دیگر از این انتشارات
نقد و بررسی جنگ شوروی و افغانستان
افزایش بازدید بر اساس علاقهمندیهای شما
هنربه چه درد میخوره؟این قسمت:توازن