خودشناسی و رنج‌ها، راه رهایی اندوه‌های زندانی درون

توی کتاب "اندوه‌های زندانی" ابن عربی میگه:

چشم جانت را به سرمه اندیشه بیارای و تن آسایی و سستی را بر ذهن خود حرام کن. زمام فکر را در دست گیر، بدانگونه که زمام ذکر را در دست می‌گیری. بر تو باد، دانش برگرفته از تامل در باطن دل‌ها و آنچه بر ذهن‌ها خطور می‌کند...

و کمی جلوتر می‌گه:

پس آنگاه که به تامل در آنچه که او را ترسانیده و برآشفته است، روی آورده و پله پله پیش می‌رود تا پس از تحمل سختی‌ها و دشواری‌های بسیار، سینه‌ای گشاده یابد.

یه جورایی مسیر رو داره به ما میگه که چطور اندوه‌های زندانی ما توی رنج‌ها و سختی‌ها بیرون ریخته و پاکسازی میشن. در نهایت به سینه‌ای گشاده (یعنی قلبی پاکسازی شده) می‌رسیم.

راهکارهایی هم که می‌ده برای اینکه توی رنج‌های ناخواسته (مثل این روزهای ما) چطور جلو بریم این‌ها هست:

  • اندیشیدن و تامل روی اتفاقات (مثل همین تامل روی تاریکی که توی این پست گفتم)

  • کوشش برای مقابله با تنبلی و سستی

  • کنترل افکار با ذکر گفتن (نه لزوما ذکرهای معنوی بلکه هر ذکر یا جمله‌ی مثبتی رو می‌تونیم تکرار کنیم و باهاش افکار رو کنترل کنیم.)

و اینجوری در کنار پاکسازی شدن درونی، به یه دانش درونی هم دست پیدا می‌کنیم. این دانش درونی رو من خیلی خودمونی بهش می‌گم "یاد گرفتن درس‌های اتفاقات زندگی‌مون"

البته اینکه اینها رو اینجا روان و ساده می‌گم به این معنی نیست که خیلی آسونه ولی خب، هر چقدر هم سخت، این راه نگاه کردن به زندگی و رشد کردنه.

کتاب اندوه‌های زندانی از محی‌الدین ابن‌عربی، مثل بقیه کتاب‌هاش کتاب سنگین و پیچیده‌ای هست و خب اینجور نیست که پیشنهاد کنم بخونید. ولی خب اگه اهل خوندن کتاب‌های عرفانی هستید و با این متون آشنایی دارید، حتما بخونید.

به دلیل قطعی اینترنت، نمی‌تونم عکس از کتاب بزارم. فعلا با این عکس‌هایی که از توی گالری گوشیم می‌گردم و پیدا می‌کنم پست می‌ذارم.