ریاضی خواندهی ادبیات دوست
عکسها و خاطرهها
به سبک چالشی که دوستان راه انداختن ، تعدادی عکس از گالریم رو باهاتون به اشتراک میزارم .

خیلی وقتا که دلم گرفته و تنهام ، میام اینجا و تا غروب آفتاب میشینم و فکر میکنم و از سکوت لذت میرم .

خیلی وقت بود میخواستم وزنم رو کنترل کنم . بلاخره پارسال اراده کردم و از تابستون که 106 کیلو بودم در عرض یکسال به 92 کیلو رسیدم . حس خیلی بهتری دارم به خودم . ورزش علاوه بر سلامتی جسمی ، روی روحیه و حس و حالمون هم تاثیر مثبتی میزاره . اوصیکم به ورزش

رمضان ها جو شهر زاهدان و بخصوص مسجد مکی خیلی معنوی میشه . حس و حال خوبی داره انگار یه ماه از دنیا جدا میشی . بیصبرانه منتظرشم

بلاخره بعد مدتها یکی دیگه از اهدافم رو تیک زدم . صعود به قله زیبای تفتان واقع در بلوچستان
سخت بود ولی به سختیش میارزید


شما این عکس رو درک نخواهید کرد . وقتی بعد از دوشیفت درس دادن ، خسته از همه چیز با حنجره پاره سوار ماشین میشی و یه آهنگ آروم میزاری و از غروب لذت میبری و نمیخوای هیچوقت به مقصد برسی و فقط همینطوری بری و بری و بری

چشم یکی از دانشآموزام . توی عکس خوب معلوم نمیشه ولی وقتی نور میافته توی چشماش یکی از زیباییهای خلقت نمایان میشه .

برای جشنوارهی غذای دانشگاه اینو درست کردیم . تنها دلیلش این بود که نمیخواستیم از دخترا کم بیاریم البته بعد که با قیمت بالا تو پاچه ملت فرو کردیم سود خوبی هم حاصل شد . پادزهری برای غذاهای پر از کافور دانشگاه
اگر اون خانمه که 20 تا ازمون گرفت و پرسید بهداشتی هستن با نه ، میدونست چجوری درست شدن ازمون شکایت میکرد .

حس و حال دانشگاه وقتی هوا بارونیه رو خریدارم . این جادهایه که در انتهای اون خوابگاه ما قرار داره . هر روز باید این مسیر رو چندبار بریم و بیایم چون مسئولین گرانقدر میخواستن پسرا که موجودات خطرناکی هستن رو در کوه ها نگه داری کنن . یک از دلایل لاغر شدن من همین مسیره ، برای من بد نشده پس :)

بهترین کتابی که داشتم رو بعنوان هدیه تقدیمش کردم ولی قبول نکرد . منم نشستن دوباره و دوباره خوندمش . حالا شما بگید ، کی ضرر کرد ، من یا اون ؟؟

یکی اون زیر نوشته : یار فقط خدا .


مطلبی دیگر از این انتشارات
طوفانِ مبارک؟!🌪️🌴
مطلبی دیگر از این انتشارات
عکس ها و خاطرات?
مطلبی دیگر از این انتشارات
یلدای خوابگاهی