ستایش·۵ سال پیشداستان کوتاهباز رسیدیم بـه ایستگاه ، بارون همه ی جا رو خیس کرده بودو شب بود.راه زیادی رو پیاده گذرونده بودیم.خسته بودیم گفتیم بقیه راه رو با اتوبوس بری…