
سلام،
نمیدانم به تو شبیه هستم، یا نه.
نمیدانم شاد زیسته بودی یا با غم.
نمیدانم تنها بودهای یا در کنار خانواده.
نمیدانم رفیقی داشتی یا نه.
خیلی چیزها از تو نمیدانم، ای من.ای منی که بارها و بارها به این دنیا آمدهای و رفتهای.گاهی پیر شدهای، گاهی جوان ماندهای، گاهی شاد گاهی غمگین بودهای، گاهی تنها گاهی با دوستان.
من هم یکبار دیگر مثل تو آمدهام.تا دوباره تو را تجربه کنم، پس از تو و من دوباره، کسی خواهد آمد که از ما خواهد بود.کسی شبیه به ما.کسی که همه تجربههای ما را خواهد داشت.
این آمدن ها و رفتنها بسیار خواهد بود.تا زمانی که ما همدیگر را بشناسیم.همه ماهایی که منیم.
و بعد، من، نامهای که من به من نوشتهام را خواهد خواند.و بخاطر خواهد آورد که این نامهرا نوشته، به نشانی خودش.سپس نامهای خواهد نوشت به نشانی نامعلوم،به منی که نمیدانم شبیه به من خواهد بود یا نه.
شاد خواهد بود یا غمگین، تنها یا نه.
و این نامه اولین نامه خودم به خودم خواهد بود.
در باب چالش نامه، توسط گنجشک
https://vrgl.ir/VLJC8
@gonjeshk