ویرگول
ورودثبت نام
عسل ایمانی زاده
عسل ایمانی زادهتو ویرگول راوی تویی پس بنویس
عسل ایمانی زاده
عسل ایمانی زاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ ساعت پیش

داستان ترسناک عروسک

موضوع داستان ما از اونجایی شروع میشه که خانواده ی لیندا میخواستن اسباب کشی کنند .

روز اسباب کشی لیندا پاس به چیزی خورد

و افتاد زمین لیندا میخواست ببینه چه چیزی باعث افتادنش شده.

با چیزی که دید تعجب کرد

(لیندا):این عروسک اینجا چیکار می‌کنه .

عروس یک رو برداشت و به سمت ماشین پدرش رفت به پدر و مادرش گفت :این عروسک برای شماست .

مادر لیندا گفت :نه عزیزم برای ما نیست شاید برای خودته ولی یادت نیست.

لیندا هنوز کامل نمیدونست این عروسک برای خودشه یا نه.

ادامه دارد...

اینا

داستان ترسناکخانه
۰
۰
عسل ایمانی زاده
عسل ایمانی زاده
تو ویرگول راوی تویی پس بنویس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید