ویرگول
ورودثبت نام
راوی | Raavi
راوی | Raaviنویسنده، مقداری متفکر، اندازه‌ای اصلاح‌طلب، کمی صریح‌نویس؛ با مغز باز وارد شوید. (علی م.)
راوی | Raavi
راوی | Raavi
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

قو و قایق

قو و قایق. هر دو قاف‌دار و قافیه‌مند. قافیه بدین منظور که میتوان متن مناسبی با اینها ردیف کرد؛ و نه به معنی کلاسیک که آنها را موزون و مناسب، ردیف کنیم.

هر دو، بر آب شناورند، اما این کجا و آن کجا؟ یکی خلق بشر است و دیگری مخلوقِ خالقِ بشر. یکی درونش جان دارد و دیگری جاندار. یکی مظهر عشق و زیبایی و وفاداری؛ که وجودش احساس آرامش، شادابی، امید و طراوت می‌دهد. در برابر، به پرترۀ قایقی رها در میان اقیانوس بزرگ آرام بیندیشید. قایقی که بدون سرنشین از میان امواج عبور کرده. تن و بدن‌شکسته و بی‌حال به نقطۀ امنش رسیده. شاید سرنشینش در دریا غرق گشته. شاید بی‌سروصدا در دلِ چوبیِ خود دارد عشقِ مرده را عزا می‌گیرد. چه حسّی دارد؟! احساس غم، احساس فراق، دلتنگی؛ احساس مرد غرورشکسته و سرخورده. احساس سرباز تازه‌فارغی که میبیند عاقد در غیاب او، معشوقه‌اش با دیگری پیوند داده. یا غسالی که اکنون جنازۀ پدر می‌شوید؛ یا گورکنی که گور مادر میکند. جراحی که زیر عمل، با دست خویش جان فرزند سوی خدای میفرستند. یا حتی حس خیانت.

و اما یکی با فراغ بال برفراز آب و آسمان شنا میکند و دیگری پارو بسته. گویا یکی پادشاه است و دیگری زندانی. امّا دوام آوردن، ویژگی مشترک بین قایق و قوست؛ ویژه‌ای که وجود می‌بخشد. و به راستی ویژۀ وجودبخش ما چیست؟ چیست که انسان را موجود می‌کند و متمایز؟

من می‌اندیشم، پس هستم.
رنه دکارت

قایقدلنوشتهمتندکارت
۶
۰
راوی | Raavi
راوی | Raavi
نویسنده، مقداری متفکر، اندازه‌ای اصلاح‌طلب، کمی صریح‌نویس؛ با مغز باز وارد شوید. (علی م.)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید