
اینجا برای درس است؟ برای علم زیست و جبر و جغرافیا؟ یا برای زیستن در ستیز و جبرِ جغرافیا؟ به چه کارم آید مشتق و آمیلاز؟ در جهانی که بود لبریز از حیله و آز؟ در این جهان بی وجود چه اتفاق افتاده باز؟ که دهانها آنچنان، تا بر زمین اُستاده باز؟ ما به جای آنکه در یاگیری هندسه و زیست باشیم، گویند(!)، همچنان در پی بطلان و ریخت و پاشیم! اما، گر بخواهیم که ما بر این جهان واقف شویم، نباید ز پول قسط های شهریه غافل شویم! آخر، تا پول نباشد درس نیست؛ مدرسه و کتبه و مشق نیست. اگر پول نباشد، کتابها خب کحایند، که آیند و جهالت را رباینند؟ بین پول و مدرسه، رابطهای دو سویه است. هر یکی را دیگری، رهنما و سویه است. این چنین ظلم بزرگی که تواند بنماید؟ آری آن حیوانهای ناطق که تنها بر دو پایاند. همانها که در مکتب پروبال گرفتند، که اکنون آیند و مارا ***یند... .