آقای شاید ...!·۱ ماه پیشبغل داریم تا بغل!من برایِ سرپا ماندن، به ستونی از جنسِ تنِ تو نیاز دارم که زیرِ فشارِ اینهمه دلتنگی، له نشوم.
آقای شاید ...!·۱ ماه پیشآتشبسِ یکطرفه!تنها کسی که تهِ بازی برایت میماند، همین تصویرِ خستهیِ تویِ آینه است.
آقای شاید ...!·۱ ماه پیشدر باب تراپی یا اتاقِ اعترافِ ساعتی!تراپی رفتن، عجیبترین نوعِ رابطهیِ قرنِ ماست.یک «همآغوشیِ روحی» با یک غریبه.تو روبرویِ کسی مینشینی که نه دوستت است، نه فامیلت، و نه حتی…
آقای شاید ...!·۱ ماه پیشحالا اگر بودی...فکر نکن که دنیا گلستان میشد. نه!اخبار هنوز هم بویِ خون میداد.آسمانِ این شهرِ لعنتی هنوز خاکستری بود.ترافیکِ شهر هنوز هم اعصابخردکن بود.م…
آقای شاید ...!·۱ ماه پیشپارادوکسِ ویرانیاین غمانگیزترین فرمولِ شیمیِ جهان است.ما دو مادهیِ شیمیایی هستیم که جداگانه، «پایدار» اما «افسرده»ایم.و وقتی ترکیب میشویم...منفجر نمیشو…
آقای شاید ...!·۱ ماه پیشکلاهبرداریِ عاطفیاسمِ جدیدش شده: «Hang out».یا به قولِ خودمان: «یه دورهمیِ ساده»، «یه قهوه دوستانه».گولِ این واژههایِ شیک را نخور .این همان «دیت» است که م…
آقای شاید ...!·۶ ماه پیشهر نفس در سینهام تاوان آن، دلبستن است !در نگاه دیگران، کوهی صبور و محکمم . . .
آقای شاید ...!·۶ ماه پیشحالا منم و این دلِ تنها که بعد از او ....ناگاه رفت و یک جای خالی به جا گذاشت . . .