
اسمِ جدیدش شده: «Hang out».
یا به قولِ خودمان: «یه دورهمیِ ساده»، «یه قهوه دوستانه».
گولِ این واژههایِ شیک را نخور .
این همان «دیت» است که مسئولیتش را جراحی کرده و برداشتهاند.
اینها «رابطههایِ بدونِ مالیات»اند.
روبرویِ تو نشسته.
بهترین لباسش را پوشیده.
بویِ عطرش گیجت میکند.
تویِ چشمهایت زل میزند و از رویاهایش میگوید.
حتی شاید دستت را هم بگیرد.
شاید اجازه بدهد برایش صندلی را عقب بکشی.
اما...
اما کافی است بپرسی: «ما الان چی هستیم؟»
لبخندش ماسیده میشود و
«ما فقط دوستیم! داریم خوش میگذرونیم. سخت نگیر...»
سخت نگیر؟
قلبِ لعنتیِ من که دکمهیِ «حالتِ دوستانه» ندارد!
قلبِ من وقتی بویِ عطرِ تو میخورد به مشامش، تاپتاپ میکند؛ نمیفهمد که این فقط یک «بازیِ آزمایشی» است.
این «دیتی که دیت نیست»، خطرناکترین تلهیِ قرن است.
تو داری تمامِ امکاناتِ یک عاشق را به او میدهی:
توجه، محبت، وقت، گوشِ شنوا.
اما او؟
او دارد از «نسخهیِ دمو»یِ تو استفاده میکند.
رایگان. بدونِ تعهد.
هر وقت هم دلش را زد، بدونِ اینکه عذابوجدانِ خیانت داشته باشد، میرود سراغِ بعدی.
چون «ما که با هم نبودیم، فقط قهوه میخوردیم!»
دل نبند . . .
این صندلیِ روبرویی، «اجارهای» است.
این خندهها، این نگاههایِ طولانی، همه «تزئینی»است
تو برایِ او، فقط یک «پرکنندهیِ خلاء» بینِ دو رابطهیِ جدی هستی.
یک زنگِ تفریحِ هیجانانگیز.
وقتی کافه تمام شد، وقتی صورتحساب پرداخت شد،
تو میروی خانه و رویا میبافی؛
او میرود خانه و دایرکتهایِ بعدی را چک میکند.
ساده نباش.
در این بازارِ مکاره، کسی که برچسبِ «فروشی» رویِ دلش نزده،
فقط دارد ویترینش را تماشا میدهد.
دست نزن!
شکستنی است و صاحبش خسارت نمیدهد.