ویرگول
ورودثبت نام
Emily
Emilyدر این مکان انسانی می‌زیستد
Emily
Emily
خواندن ۲ دقیقه·۱۲ روز پیش

باور

گاهی به آن می‌اندیشم که ایا آنچه من پذیرفته ام حقیقت است یا نه گاهی اوقات مردمانی بهم می‌گویند مهم نیست آنچه به او باور داری حقیقت است یا نه،حتی اگر دروغی باشد زمانی که آن را باور کنی حقیقت می‌شود؛که من با این جمله مقداری مشکل دارم در وحله ی اول اصلا چه کسی تعیین میکند چه چیزی حقیقت است و چه چیزی دروغ و آنکه چه میشود که انسان به چیزی باور پیدا می‌کند؟ برای جواب سوال دوم دیشب با عقل ناقص خویش اندیشیدم و به آن نتیجه رسیدم که انسان برای فرار از واقعیت های تلخ برای خود باور می‌سازد تا بتواند با این زندگی عذاب آور زندگی کند شاید اگر دو روز دیگر این متن را بخوانم از حرف هایم پشیمان شوم،چمیدانم عقلم قد نمی‌دهد این متن هم مانند ما بقی نشان دهنده ی پرش ذهنی‌ام است اما گمان میکنم انسان دائما در حال ساخت دروغ برای باور پیدا کردن و یا ساخت چیزهایی ترسناک برای پناه بردن به چیز دیگری برای احساس آرامش است،مرگ؛مثال خوبی است انسان از مرگ چیزی ترسناک ساخته است تا بتواند از زنده بودن خودش لذت ببرد.

شاید هم چیزی که باعث می‌شود انسان به چیزی باور بیاورد انسان های تاثیر گذار دیگری است، انسان های تاثیر گذار زیاد هستند فقط کافی است شخصی ادعای پیامبری یا چمیدانم رهبری کند و با چیز هایی برتری خود را ثابت کند،بوم او حالا مقدار زیادی انسان دارد که چشم و گوش بسته اورا دنبال می‌کنند،شاید بخواهید به من بگویید که انسان قدرت تفکر دارد و هیچ کس چشم و گوش بسته کاری را انجام نمیدهد اما بنظر شما افرادی که پیرو استالین بودند یا انسان هایی که به جادوگر سیاه قرن ۲۰ باور داشته اند از قدرت عقل برخوردار اند؟ تازه آن هم در حالی که علم به این صورت شکوفا شده است،نمیدانم در گذشته چندین نفر قربانی رویای فرمانروایی انسان هایی تاثیرگذار بوده اند،البته قربانی را گمان نکنم میدانید فکر میکنم این حادثه را مغز برای ادامه ی بقا رقم می‌زند فکر میکنم انسان بدون باور داشتند سریعا نابود شود،حقیقتش نمیدانم هدف این آسمان و ریسمان بافتنم چیست اما این موارد ذهن من را مشغول کرده اند نمیدانم اما فکر میکنم دلیل فکر کردن به تمامی این ها جمله ی شاید شیطان اولین آزادی خواه جهان بوده است،بود. روز هاست که با این جمله میخوابم و با همان بیدار می‌شوم،چند باری مطرحش کردم و کافر خوانده شدم اما بنظرم گاهی لازم است ذهنم این چنین درگیر شود که حتی متوجه نشوم چه دارم می‌نویسم.

باورشیطانترسایمان
۰
۰
Emily
Emily
در این مکان انسانی می‌زیستد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید