ویرگول
ورودثبت نام
خانم آلبالو
خانم آلبالوخانم آلبالو هستم، عاشق داستان و قصه‌گویی... کانال تلگرام : @AlbaloKhanom
خانم آلبالو
خانم آلبالو
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

گرسنگی

گرسنگی!

در زندگی روزهایی بوده که از فرط گرسنگی یا حتی شاید نداشتن امید، بارها برای یافتن چیزی برای خوردن، در یخچال را باز و بسته کردم و هیچ نیافتم.

 

 در کتاب گرسنگی نوشته‌ی کنوت هامسون، گرسنگی را در خیابان‌ها حمل می‌کنیم، بی‌هدف و لاجون. عاشق زنی می‌شویم و در توهم فروختن بهترین مقاله و داستانی که قرار است روی آخرین کاغذهای مچاله شده در جیبمان بنویسیم، سیر می‌شویم و گرسنگی برای لحظه‌ای جان می‌دهد. به عاریه گذاشتن کت‌مان، گدایی و دزدی دست می‌زنیم و در نهایت خودمان را به گرسنگی می‌سپاریم.

ریتم تکرار شونده‌ی گرسنگی‌ست که توجه ما را به جزییات می‌کشاند.

بله، گرسنگی جز جدا نشدنی این بدن فانی‌ست.

 

 گرسنگی تن با تکه‌ای نان رفع می‌شود، اما گرسنگی جان را چه کنیم؟

+خانم آلبالو

گرسنگینانعطشانسان
۱۴
۲
خانم آلبالو
خانم آلبالو
خانم آلبالو هستم، عاشق داستان و قصه‌گویی... کانال تلگرام : @AlbaloKhanom
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید