ویرگول
ورودثبت نام
آنا
آناصبر داشته باش :)
آنا
آنا
خواندن ۳ دقیقه·۵ روز پیش

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست

Drifting
Drifting

بیا اول این شعر از حسین منزوی را به هم بخوانیم:

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست

آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست

در من طلول آبیِ آن چشم روشن

یاد آور صبح خیال انگیز دریاست

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت

آنک چراغی که در چشم تو برپاست

بیهوده می کوشی که راز عاشقی را

از من بپوشانی که در چشم تو پیداست

ما هر دُوان خاموش خاموشیم ، امّا

چشمان ما را در خموشی گفت و گوهاست

دیروزمان را با غروری پوچ کشتیم

امروز هم زان سان ، ولی آینده ما راست

دور از نوازش های دست مهربانت

دستان من در انزوای خویش تنهاست

بگذار دستت راز دستم را بداند

بی هیچ پروایی که دستِ عشق با ماست

نشسته‌ام روی بهار خواب. آسمان صاف است. چند ستاره سوسو میزنند. ماه کامل میدان بینایی‌ام را زیباتر کرده است. آلبوم drifting گوش‌هایم را می‌نوازد. شربت خاک‌ِشیر خنکی کنارم گذاشته‌ام و هر از گاهی با یک قلپ مزه مزه‌اش می‌کنم. 

هوا که رو به خنکی می‌رود جان دوباره می‌گیرم. بدجور از گرمای هوا بیزارم. مستاصلم می‌کند. گربه‌ها در حیاط میو میو می‌کنند. بد عادت شده‌اند. یکی شان کمی دورتر از من دراز کشیده است. وقتی بوی غذا می‌شنوند جلوی در می‌ایستند و کمرشان را به‌ سمت بالا قوس می‌دهند. آموزش مستقیم حرگت گربه گاو که در تمرینات ورزشی وجود دارد. خیلی باحالند. کم کم از آن‌ها خوشم میاد. سه قلوهای همسان بودند. ولی فقط دوتایشان به اینجا سر می‌زند. این‌ها هم ناز دارند. خوشدان را به دیوار می‌کشند. انگار دلشان می‌خواهد کسی نازشان کند. رنگشان قهوه‌ای است با چند راه راه پررنگتر. چشمانشان ترکیبی از رنگ قهوه‌ای و زرد است.

امشب بعد از مدت‌ها آشپزی کردم. با عشق شامی پزیدم. خوشمزه شد. با سبزی تازه زدیم بر بدن. صدای ساز و سرور عروسی می‌آید. تا صبح زدند و رقصیدند و همسایه‌ها را حسابی از خواب پراندند. این هم شیرینی‌شان بود به ما.

امروز حسابی سیم‌هام قاطی کرده بود. از صبح از دنده چپم بیدار شده بودم. حالم بهتر که نشد هیچ، بدتر هم شد. داستانِ خواندن برای کنکور بدجور حالم را گرفته است. احساس عجیبی داریم. با خودم حس غریبی می‌کنم. انگار یک چیزی کم است. دلم بغل و نوازش می‌خواهد. البته بی ربط به نزدیک شدن دوران طلایی خونین ماهیانه‌ای نیست. 

می‌دانی دلم می‌خواهد اینجا کنارم بنشینی و تا صبح حرف بزنیم. اینقدر حرف برای گفتن دارم که دارم می ترکم. امشب باد خنک‌تری می‌وزد. کم کم سردم می‌شود. 

امروز دوباره به سراغ موزیخ‌های ترکی رفتم. الان هم کمی موسیقی ایرانی امتحان می‌کنم. روسی و فرانسوی هم که چند روزی مرا درگیر کرده است. تجربه کردن مکان جدید برای مطالعه، موسیقی جدید، کارهای جدید منو به ادامه دادن امیدوارتر می‌کنند. 

امروز انقدر بدنم خسته بود که دلم می‌خواست فقط دراز بکشم. روزهایی که اینطوری‌ام بدک نیست. انگار برای سخت نگرفتن به خودم بهانه دارم. و یادم می‌افتد که با خودم مهربان‌تر باشم. 

دیروز سر کلاس یوگا یک حرکت یاد گرفتیم به اسم کلاغ. یک جورایی باید در حالت نشسته روی دستان ایستاد. چند ثانیه بیشتر نتوانستم بمانم. ولی از دیروز دارم تمرین می‌کنم. می‌دانی که از چالش‌های جدید خوشم می‌آید.

Kakasana, or “crow pose"
Kakasana, or “crow pose"

Monday- 1 June 2026 - 11 Khordad 1405- 22:00

یوگاگربهنوازش
۲
۰
آنا
آنا
صبر داشته باش :)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید