آنا·۵ روز پیشدریای شورانگیز چشمانت چه زیباستدور از نوازش های دست مهربانت دستان من در انزوای خویش تنهاست
آنا·۵ روز پیشI still learning to love myselfI started writing in Persian but I realized that English is much closer to me. I can say it is part of me. Although my mother tongue is Tur…
آنا·۳ ماه پیشبیا با همدیگه حرف بزنیم...آن قدر کم نوشتم تا دوباره خفه شدم.دوباره وارد این چرخه شدم. این کم نوشتنها مرا به سمت سکوت می برد. دوباره از صحبت کردن بیزار می شوم. شاید…
آنا·۴ ماه پیشبمانم یا بروم؟چند بار آمدهام تا اینجا بنویسم اما هر بار کلمات در نطفه خشک شدهاند. نه این که از نوشتن فرار کنم. مینویسم اما به انگلیسی. زبانی که به من…
آنا·۴ ماه پیشاین دل پر درد را چندان که درمان میکنم...نوشتن قرار است مرا زنده نگه دارد. اما آیا من همیشه با او با مهربانی رفتار میکنم؟ فکر کردم می شود هنوز با آدم ها صحبت کرد. هر چند قبلن هم زی…
آنا·۴ ماه پیشخودافشاییچقدر نگه داشتن بعضی حرف های ساده توی خودم سخته. عین خوره منو از درون میخورن. مثل یه درخت که تنهاش از داخل پوک میشه. با اینکه خیلی آسیب پذی…
آنا·۴ ماه پیشبنویس تا زنده بمانیمیتونید این نوشته را با گوش دادن به آهنگهای آلبوم blood Moon بیاغازید.با هر دردی که بود اومدم اینجا بنویسم تا زنده بمانم. و قوایی پیدا کن…