هنوز نمیتوانم نبودنت را باور کنم..
این درد لعنتی بدجور دارد روی قلبم سنگینی میکند.
جای تو در اینجا بسیار خالیست نامهربانم.
گاهی نبودنت از یادم میرود و لحظه بعد به یاد میآورم که دیگر نیستی و ناگهان توی دلم خالی میشود..
چگونه با این درد به این زندگی نکبت بارم ادامه دهم؟
عشق تو دارد مرا به سمت هلاکت میکشاند..
خوب میدانم آخر این راه چه چیزی در انتظارم است؛ مرگ.