ࡅ߭ࡐߊ·۶ ساعت پیشبید ابریشمنمیدانم از کجا شروع شد. شاید از همان لحظهای که پیلهی ابریشمبافیام را شکافتم و فهمیدم هوا چقدر زیاد است، و منِ بیبال و زمینگیر، چقدر…
محمدطهماسبی·۵ روز پیشسوگند به نامتسوگند به نامت...به لرزش این دلِ بیقرار وقتی یاد تو میافتد،به آرامشی که در صدایت پنهان است،به نگاهی که غصه را از روزگارم میروبد.سوگند به…
مهدی مهدی زاده·۶ روز پیشوصیت نامه ای پیش از اتمام سالها، بارِ تمامِ دنیا روی شانههای تو سنگینی میکرد؛ جهانی که فقط در سطرها و سکوتِ تو نفس میکشید. امروز، سنگینیاش تبدیل به این جسمِ مت…
Parsa_kimia·۷ روز پیشکیمیچقدر گدایی کردم عشقو چقدر گشتم پیدا کنم مثلشوپیدا نکردم هیچجا حتی شبیه حسشوکاش تو خواب میگفتم بهش حسموکاشکی روحم دراد از جسممو کاشکی بشه بی…
مهدی مهدی زاده·۹ روز پیشمرد سنگیامیرحسین نه پسر بود، نه جوان. او "مرد خانه" بود. از وقتی پدرش را از دست داده بود، این لقب را با خود یدک میکشید؛ لقبی که گاهی سنگینی آن، اس…
fateme·۱۰ روز پیشمجبوریم نقش بازی کنیم!خیلی از ماها تو جایی بزرگ شدیم که مجبور بودیم نقش بازی کنیمنقش یک ادم شاد ، برنده و راضیما مجبور بودیم این نقش رو بازی کنیم تا فشار خانواده…
دانیال·۱۴ روز پیشبهترین کانال کلیپ غمگین 🖤🥀کانال کلیپ غمگین 🖤 🥀 کلیپ غمگین🔥🖤:_آبجی کات کردم باهاش چجوری دلتنگش کنم!؟😢💔+بیا باکلیپای این کانال بی قرارش کن کله پوک😌👇🏽@ClipGrie…
سارا حیدریان·۱۵ روز پیشکاش تکیهگاهت بودمتلخترین حسرت زندگیاش بیماری نبود... این بود که هیچوقت نتوانست برای پدرش تکیهگاه باشد.
Fatemeh·۱۸ روز پیشوقتی که جهان سرد شددنیا دگرگون شد.اشک دلم دگر کارون شد.زخم لبم سرخ شد.خشم شبم باران شد.قلب سنگم خاموش شد.دست سردم بی روح شد.ریه های سردم سرد تر شد.چشم کورم.کو…