ویرگول
ورودثبت نام
Ryan (Axon)
Ryan (Axon)روایت، بازآفرینی، جهان‌سازی ◈ میانِ کد و کلمه، در جست‌وجوی معنا ◈ Full-Stack Developer
Ryan (Axon)
Ryan (Axon)
خواندن ۱ دقیقه·۲۳ روز پیش

چیزی که دیگر مال من نیست

اگر این نامه را می‌خوانی، یعنی دیگر فرصتی برای توضیح دادن ندارم.

سال‌ها پیش کسی جمله‌ای را از من نقل کرد.

دقیقاً یادم بود کجا گفته بودم.

یادم بود آن روز چه لباسی پوشیده بودم.

حتی یادم بود بعد از گفتنش چه اتفاقی افتاد.

فقط یک چیز را به یاد نمی‌آوردم:

چرا آن‌قدر مهم بود؟

آن زمان حاضر بودم ساعت‌ها از آن دفاع کنم.

امروز هنوز می‌توانم خودم را ببینم

که برایش استدلال می‌آورد.

فقط دیگر نمی‌فهمم

چرا نمی‌توانستم رهایش کنم.


در میان کاغذهای قدیمی‌ام،
جمله‌هایی هست که هرگز منتشر نشدند.

نه به این خاطر که نمی‌خواستم گفته شوند—
فقط نمی‌خواستم خوانده شوند.

حضور یک خواننده،
حتی یک خواننده‌ی خیالی،
شکل جمله را عوض می‌کرد.


بعضی حرف‌ها هرگز به پایان نرسیدند.

نه چون هنوز از آن‌ها دفاع می‌کردم،
چون دیگر نمی‌دانستم باید با آن‌ها چه کرد.

اگر چیزی از من باقی مانده باشد،
احتمالاً در همین جمله‌هاست.

و اگر جایی همان‌طور مانده‌اند،

نه به این خاطر که درست بوده‌اند—

چون دیگر نمی‌دانستم
چه کسی باید بگوید دیگر مالِ من نیستند.

نامهنوشتنفلسفهتفکرانسان
۱۰۹
۵۸
Ryan (Axon)
Ryan (Axon)
روایت، بازآفرینی، جهان‌سازی ◈ میانِ کد و کلمه، در جست‌وجوی معنا ◈ Full-Stack Developer
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید