نقش مدیران و کارآفرینها وقتی سیاستگذاری قفل میکند
نویسنده: هادی عظیمی
مشاور کسبوکار و عارضهیاب واحدهای صنعتی و اقتصادی
وقتی سیاستگذاری قفل میکند، اولین چیزی که از کار میافتد اقتصاد نیست؛
اعتماد از کار میافتد.
اعتماد مدیر، کارآفرین، سرمایهگذار و حتی نیروی انسانی به آینده.
در چنین شرایطی، انتظار تصمیمهای شفاف از بالا معمولاً طولانی میشود،
اما میدان کسبوکار منتظر نمیماند.
تجربه کار در کنار واحدهای تولیدی و خدماتی به من نشان داده
در زمان انسداد سیاستی، نقش مدیران و کارآفرینها نه کمتر، بلکه تعیینکنندهتر میشود.
نقد واقعبینانه اینجاست:
وقتی سیاستگذاری قفل است،
مدیری که همه تصمیمهایش را به بیرون گره زده، متوقف میشود؛
اما مدیری که مسئولیت را میپذیرد، مسیرهای جایگزین میسازد.
در این وضعیت، مدیر و کارآفرین باید سه نقش همزمان را بازی کند:
اول؛ منتقد آگاه
نه سکوت منفعلانه، نه اعتراض هیجانی.
مدیر حرفهای مطالبهگر است، اما مبتنی بر داده و تجربه.
بلند حرف میزند، اما دقیق.
دوم؛ طراح سناریو
وقتی سیاست ثابت نیست،
تصمیم باید چندمسیره باشد.
برنامه A، B و حتی C دیگر ابزار لوکس نیست؛
حداقل شرط بقاست.
سوم؛ رهبر انسانی
در بحران، تیم قبل از سرمایه فرو میریزد.
مدیری که فقط عدد میبیند، نیروی انسانی را از دست میدهد.
اما مدیری که شفاف حرف میزند و واقعیت را میگوید، اعتماد میسازد.
از تجربه میدانی میگویم؛
بسیاری از کسبوکارهایی که امروز سرپا هستند،
نه بهخاطر حمایت خاص،
بلکه بهخاطر تصمیمهای بهموقع مدیرانشان دوام آوردهاند.
اما مطالبه اصلی همچنان پابرجاست:
قفل شدن سیاستگذاری نباید به عادت تبدیل شود.
هزینه این قفل، مستقیم روی دوش تولید، اشتغال و آینده اقتصاد مینشیند.
مدیران و کارآفرینها میتوانند خلاها را پر کنند،
اما جای سیاستگذاری را نمیگیرند.
آنها میتوانند دوام بیاورند،
اما نباید تاوان بلاتکلیفی دائمی را بدهند.
تجربه نشان داده
در دورههای انسداد تصمیمگیری،
آنهایی که میمانند، نه خوششانسترند و نه جسورتر؛
آنها مسئولیتپذیرترند.
و یک واقعیت کاریزماتیک اما واقعی:
وقتی سیاستگذاری قفل میکند،
این مدیران و کارآفرینها هستند که یا تاریخ را متوقف میکنند
یا مسیر تازهای برای حرکت میسازند.
#مدیریت
#کارآفرینی
#سیاست_گذاری
#تصمیم_سازی
#اقتصاد_ایران
#بحران
#تجربه_میدانی
#هادی_عظیمی
#مشاور_ایده_پرداز_ثروت_آفرین