ویرگول
ورودثبت نام
سجاد حاجیان
سجاد حاجیانبه شعر علاقه دارم، فعلا همین
سجاد حاجیان
سجاد حاجیان
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

برای جاوید‌نام مجیدرضا رهنورد|شعر

مثل برگیم که بی‌بار و رها می‌رقصد

تا که آزاد شد از بند غذا می‌رقصد

طرب‌انگیزترین حالت ممکن درد است

پس نگو این تن تب‌دار چرا می‌رقصد

مطربی گشته مؤذن که به بانگش شب و روز

بوی خون می‌دمد و جور و جفا می‌رقصد

کاوه را می‌شکند نرخ، همان مادر که

سر گور پسرش جای عزا می‌رقصد

با همه آنچه که کردید پی نام حسین

شمر در قتلگه کرب و بلا می‌رقصد

مغز پوسیده‌یتان می‌رود و در دل شهر

دختری با همه‌ی حجب و حیا می‌رقصد

می‌رسد صبح سپیدی که دوباره خورشید

دست در گردن آن نور خدا می‌رقصد

کوری چشم شما هر چه که از ما بکشید

شور و امید میان دل ما می‌رقصد

خنک آن روز که از لشکر خونین کفنان

یک نفر مانده که بر گور شما می‌رقصد...

۲۱.۹.۱۴۰۱

زنجان. سجاد حاجیان

برای جاویدنام مجیدرضا رهنورد

صبح امروز .......

شعرزن زندگی آزادی
۱۲
۶
سجاد حاجیان
سجاد حاجیان
به شعر علاقه دارم، فعلا همین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید