ویرگول
ورودثبت نام
سجاد حاجیان
سجاد حاجیانبه شعر علاقه دارم، فعلا همین
سجاد حاجیان
سجاد حاجیان
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

بیزارم از دین شما|شعر

ای زیر پای مرغ و مگس‌ها مکانتان

از بوی گندتان همه واضح نشانتان

در آن سری که پر شده از های و هوی تیر

هرگز مخواه تا که بپیچد اذانتان

خود خون خلق می‌خورد و گریه می‌کند

استاد روبه است مگر روضه‌خوانتان

پرهیز از شراب کنید و ثنا کنید

بوی دروغ می‌دهد اما دهانتان

کشتید و می‌کشید و دراز است چون لجن

ریش کثیف و دست چلاق و زبانتان

ظاهر مبارزید و فدایی شرع و شیخ

قدرت‌پرستی است ولی در نهانتان

تا سیر می‌شوید خدا را مجاهدید

حتی اگر خمیر ز خون گشته نانتان

کورید در برابر فقر و فساد و شرم

بر زن عقاب می‌شود آن دیدگانتان

در پیشتان دو چادر و معجر کم آورد

وقتی دو تار مو بشود استخوانتان

زن را به جز دو حفره نبینید و کافی است

تنها برای نیمه‌شب و زایمانتان

با چند همسری و موقت که دشمن‌اند

اما سیاه‌پوش همان‌ها زنانتان

با سنگسار و دار و محارب نمی‌شود

تسخیر دین و شیخ و شریعت جهانتان

هر روز حکم تازه ز تنبان درآورید

گویا که مردمند فقط بردگانتان

هم داعشید و طالب و القاعده و نصر

تنها تفاوت است فقط رهبرانتان

بی‌افتخار و قاتل و سفاک و غرق وهم

کودک‌کش است آن که شده قهرمانتان

از نفرت مصادره‌ی خون مردم است

مردم اگر دهند دو روزی امانتان

روزی ست نفعتان که سفارت فنا دهید

روزی ست پاچه‌خاریشان پشتبانتان

فرزند ما که کشته شود، خب فدای شیخ

ای وای اگر که خش بخورد پیروانتان

چفیه اگر به گردن خود زد جناب شمر

خم می‌شود به محضر او دادبانتان

ای شیخ اگر حکومت او هم شبیه توست

بیزارم از شما و امام زمانتان ....

۶.۷.۱۴۰۲

اصفهان

سجاد حاجیان

پ.ن۱: این شعر را تقدیم به جناب مهدی یراحی کرده‌ام.

پ.ن۲: یک دنیا حرف دارم که بزنم اما فعلا به شعرهای گذشته پناه می‌برم. من حتی جانی برای از دست دادن ندارم؛ تهدید و نصیحت‌هایتان را برای خودتان نگه دارید.

پ.ن۳: جمهوری اسلامی باید برود. تمام.

با دست‌های بسته کشته بودندش
با دست‌های بسته کشته بودندش

پ.ن: این که همواره پشت مردمش ایستاد و صدابود‌‌.

خونشعرآزادی
۳۹
۱۴
سجاد حاجیان
سجاد حاجیان
به شعر علاقه دارم، فعلا همین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید