غلط، غلط، ته املا نوشت صفرِ تمام
دوباره خواند از آخر غلط ندید و نجست!
چقدر دلهرهاش بود تخته پاک شود
ولی نبود نوشته بروی آن زِ نخست!
نوشته بود که مقصد چراست، رفت حرا
خدا کند بپذیرد خطا ادارهی پست
به جای حضرت منان نوشت حضرت نان
سزد که خرده مگیرند بر خطای درست
برای مشق خط خوش سزاست سنگ عقیق
نه مثل حضرت آدم کلوخگونهی سست
سری بریده شد و سر نماند بر بدنی
خطا به روی خطا را به خون حنجره شست..
۲.۱۰
سال پنج
سجاد