
بعضی شبها…
دنیای روی شانهام خسته است.
نفسم تنگ است، اما باید بیصدا بمانم.
شاید هنوز خیلی چیزها برای گفتن دارم،
ولی جوابات در سکوتِ شب گم میشوند.
همین که نفس میکشم، یعنی هنوز هستم.
یک دقیقه به خودت فرصت بده،
همینجا، بین غبار و آرامش شب.
اگر صدای درونت گفت: «میتوانی»،
بگذار باور کند…