ی چیزی هست ب اسم فرهنگ!
نمیدونم دیگران بهش چی میگن. مثلا شنیدید فرهنگآپارتمان نشینی؟!
تعابیر و روش های مختلفی داره. ولی از دید من، توقع میره، نه بخاطر من، بلکه بخاطر اینکه به خودت نشون بدی اون فرهنگ و اَدبش رو داری،اونکارو انجام بدی. حالا چیکارا؟!
مثلا اینکه وقتی اون دمبل لعنتی، وقتی کارت با اون تموم میشه، وقتییییییی کارت تموم میشه، بزاریش سر جاش، ن اینکه همینجوری ولش کنی وسط زمین و بری، شاید اون سانس، سانس شلوغی باشه، شاید من کور باشم، شاید وسایل دورم نیزه و تیر باشه، بین اون همه وسیله های سنگین و آهنی، وقتی بخورم زمین، میمیرم. نمیمیرم؟!
اولین درسی ک باشگاه باید بهت بده، نظمه، نه باسن گرد عزیزمم.
من واقعا دارم فشار میخورم.
مورد بعدی اینه ک خب من خودم مربی خودمو دارم، دارم هم هزینه ی مربی میدم همباشگاه، چرا باید مربی باشگاه با من بد رفتاری کنه بخاطر اینکه من خب نخواستم از اینجا برنامه بگیرم. اصلا شاید منتظرم این برنامه ام تموم شه، شاید دارم روند شاگرد های تورو میبینم ک تصمیم بگیرم با شما برنامه بگیرم. ایا این رفتار درسته؟!
ی چیز دیگه ک من واقعا اعصاب منو بهم ریخته. من باشگاه های زیادی رو تست کردم. هر کدوم رو حالا بنا ب مسیرم، بنا ب برنامه های اون ماهم، بنا ب اینکه مثلا دوستمم باهام میخواسته بیاد. و توی دو سه تا باشگاه چنین رفتاری رو دیدم. برای سرویس بهداشتی ، از کفشی ک باهاش میاید توی سالن اصلی استفاده نکنید، اونجا براتون وسیله گذاشتن که. اصلا خودتون اعصابتون بهم نمیریزه؟! نمیگید تمیزی و بهداشت چی پس؟!؟!؟!؟!؟ برای چی با کفشی ک توی همه جای باشگاه راه میری، میای میری سرویس بهداشتی. من هر بار ک از باشگاه میام، مجبورم حوله ام، همه ی وسایلم رو هر روز بشورم، برام قابل قبوله یک در میون عوضش کنم. ولی لباسم. اون لباس لعنتی رو دلم میخواد حتی بندازم دور.نه اینکه بشورم. دیگه حساب کنید چقدر توقع ندارم ک حتی بادی اسپلش بزنید.
ی چیز دیگه. چرا وقتی میبینی، من کلی زحمت کشیدم، کلی هالتر اوردم، جلوم وسیله هامو آماده گذاشتم، دیدی هی یواش رفتم اوردمشون، دیدییییییییییی. دیدی حرکت آخر من بوده، چطوری دلت اومد وقتی دیدی ی لحظه رفتم آب بخورم و برگردم، فوری صفحه های منو برداری. باشگاه ب اون بزرگی. باشگاهی ک یک میلیوووووون صفحه داره.
وای خدای مننننننننننننننن