اگر امروز زندگیات آن چیزی نیست که میخواستی، بعید است در آینده هم تغییرات زیادی کند. ببخشید برخلاف صحبت های انگیزشی چیزی مینویسم ولی تغییرات به همین سادگی ممکن نیست. ولی از طرفی همین تغییرات با انجام کارهای ساده ممکن است . چه تناقضی!

کارهای ساده اما پرتکرار ، مستمر و دائمی.
مشکل جایی پنهانتر است؛ در چیزهای کوچکی که هر روز تکرار میکنی و حتی متوجهشان نمیشوی. تو فکر میکنی تغییر باید با یک اتفاق بزرگ شروع شود، با یک تصمیم انقلابی، با یک جهش ناگهانی از نسخهی فعلی خودت به نسخهای کاملاً جدید. اما واقعیت آرامتر و در عین حال سختتر از این تصور است؛ زندگی تو را لحظههای بزرگ نمیسازند، بلکه رفتارهای کوچک و تکراری میسازند که آنقدر سادهاند که جدی گرفته نمیشوند.
تو همان آدمی هستی که هر روزش را تکرار میکند، نه آن آدمی که در ذهن خودت تصورش میکنی. هر بار که میگویی امروز نه، فردا شروع میکنم، هر بار که کار مهمی را به تعویق میاندازی، هر بار که تسلیم خستگی میشوی، در حال ساختن نسخهای از خودت هستی؛ نسخهای که شاید با خواستههایت فاصله دارد، اما دقیقاً حاصل همان انتخابهای کوچک است.
عادتها در ظاهر سادهاند، اما در عمق، نیرویی دارند که زندگی را بدون سر و صدا شکل میدهد. مثل قطرههای باران که در لحظه هیچ قدرتی به نظر نمیرسند، اما وقتی ادامه پیدا کنند، یا اقیانوسی میسازند یا سیلی که همه چیز را با خود میبرد. البته همیشه هم اینطور نیست. این یک تمثیل است برای جذاب شدن متهمان. وگرنه خودمان که میدانیم مسئله همیشه شدت تغییر نیست، بلکه استمرار آن است. ذهن انسان هم در برابر این واقعیت ساده مقاومت میکند، چون به تکرار عادت کرده و تغییر را تهدیدی برای امنیت خود میبیند. به همین دلیل است که بیشتر تلاشها برای تغییر شکست میخورند، نه به خاطر کمبود انگیزه، بلکه به خاطر نبود یک سیستم کوچک و اینکه سیستمی برای ادامه دادن ندارند.
تو قرار نیست یکباره تبدیل به آدم دیگری شوی. تغییر واقعی از جایی شروع میشود که کارهای کوچک را آنقدر ساده میکنی که نتوانی انجام ندادنشان را توجیه کنی. حتی اگر فقط دو دقیقه باشد، حتی اگر ناقص باشد، حتی اگر حسش نباشد. همین تکرارهای کوچک هستند که آرامآرام هویت جدیدی برایت میسازند. کسی که هر روز کمی مطالعه میکند، کمکم تبدیل به فردی میشود که کتاب خواندن بخشی از زندگیاش است، کسی که کمی حرکت میکند، در نهایت به فردی تبدیل میشود که بدن و سلامت برایش طبیعی است، نه یک تلاش مقطعی.
میخواهی یکشبه تغییر کنی. خبری که دارم این است که محال است این تغییر یک شبه اتفاق بیفتد. شروعهای سنگین، انگیزههای انفجاری و برنامههای غیرقابل دوام معمولاً خیلی زود به خستگی و رها کردن ختم میشوند. تغییر واقعی آرام است، شاید حتی خستهکننده به نظر برسد، اما ماندگار است. چیزی که مهم است کامل بودن نیست، ادامه دادن است، حتی وقتی پیشرفتت کوچک و نامرئی به نظر میرسد.
زندگی تو نتیجه تصمیمهای بزرگ و استثنایی نیست. تصمیم های دفعتی و ناگهانی فقط برای سریال هاست . جایی که شخصیت افسرده و گوشه گیر ناگهان تحولی را حس میکند . درونش دچار قلقلک میشود و سوپرمن درونش متولد میشود. زندگی ما متفاوت است و تغییر حاصل کارهایی است که وقتی هیچکس نگاه نمیکند انجام میدهیم. همان انتخابهای ساده، همان تکرارهای روزمره، همان لحظههای بیاهمیت ظاهری که در گذر زندگی ثبت میکنیم. همه ی این ها هستند که به مرور زمان تبدیل به سرنوشت ما میشوند.
دکتر رضا صفوی
پزشک و پژوهشگر نظم و دیسیپلین شخصی