ویرگول
ورودثبت نام
Echona
Echona«هر لحظه، هر خط؛ جست‌وجو برای معنا و لحظه‌های واقعی.»
Echona
Echona
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ روز پیش

آسمان ، پهنۀ بی پایان

آرام روی زمین می نشینم..

بیرون از شهر ،
در جایی که نور کمتر است،
ستارگان چشمک می زنند..

به ستارگان خیره می شوم
به آن نقطه های سفید نورانی...

با خودم می اندیشم ،
یعنی هر کدام از این نقطه ها
چقدر از ما فاصله دارند؟

به وسعت جهان که می نگرم ،
نفسم بند می آید...
اینکه چقدر انسان کوچک است و
جهان بزرگ...

نسیمی آرام صورتم را نوازش می کند
دستانم را به سوی آسمان دراز می کنم ،
تا بلکه ستاره ای در دستم بنشیند.

ناگهان چیزی در ذهنم تکرار می شود:
سُبحان الذی سَخَّر لَنا هذا و ما کُنا لَهُ مُقرِنین

و من خیره به آن عظمت ،
پلک هایم سنگین می شود
و در اندیشه های دور و دراز خود غرق می شوم.

زندگیمتنامیدداستانجدید
۱۱
۰
Echona
Echona
«هر لحظه، هر خط؛ جست‌وجو برای معنا و لحظه‌های واقعی.»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید