سلام!
حدودا دو ماهی می شود که به ویرگول آمده ام،
ویرگول برایم جای جالبی بود
می دیدم که چقدر فضا محترمانه و دوستانه است،
گمان می کردم آدم های اینجا ، همه فرهیخته و با سوادند،
خوشحال بودم که جایی پیدا کرده ام تا سیاه مشق هایم را با دیگران به اشتراک بگذارم و
دوستان خوبی هم پیدا کردم.
اما در این چند وقت گذشته ،
متوجه شدم آدم های اینجا هم شبیه جامعه اند ،
همه جورش یافت می شود
و خب این طبیعی است.
اما سئوالم این است:
چرا تا به هم می رسیم و نظراتمان مخالف هم است ،
به هم چنگ و دندان نشان داده و ناسزا می گوییم؟
مگر نمی شود محترمانه صحبت کرد؟
(البته که منظورم همه نیستند ، زیرا انسان های محترم هم زیادند و البته که گاهی ناسزا در دعوا یک طرفه است)
انگار مهارت گفت و گو کردن و حتی دعوا کردنِ صحیح را نمی دانیم...
اصلا چه شد که الفاظی چنین رکیک به گفت و گو هایمان اضافه شد؟
چندی پیش ، دو دوست جوان حدودا 18-20 ساله را دیدم،
اولی با شوخی و خنده به خواهر و مادر دومی چنان ناسزا گفت
و دومی هم در کمال تعجب خندید و به گفت و گو ادامه داد...
من مانده بودم که از کِی ، به قولی فحش ناموسی آن قدر برایمان عادی شد؟
پس غیرتمان چه شد؟
حواسمان هست؟
این برای همه جاست
با ناسزا گفتن نمی شود نظرمان را به طرف مقابل بقبولانیم
و غیر از اینکه از کوزه همان برون تراود که در اوست،
و شخصیت و اعتبار و احترام خودمان را نشان می دهیم چیز دیگری ندارد...
یادمان باشد حتی در دعوا و بحث انسانیت خودمان را زیر سئوال نبریم ،
هر کسی می تواند فحش دهد ، ناسزا بگوید یا متهم کند ،
اما هنر آن است که محترم بمانی و احترام طرف مقابل را نگه داری
که ادب مرد به ز دولت اوست...
این چند روز هم،
خیلی ها می دانم متوجه شده اند،
ناگهان کاربرهایی بی نام و نشان ، بدون سابقه به اینجا اضافه شده اند...
نمی خواهم قضاوت کنم اما انگار فقط آمده اند
فضای ویرگول را مسموم کنند و بروند.
(البته باز هم منظورم همه نیستند ، پس همه کاربرهای جدید به خودشان نگیرند)
و تازه ناسزا گفتن اثر وضعی هم دارد ،
با زبانی که می توانیم حرف های شیرین بگوییم
و با آن دلی را شاد کنیم
تلخ می گوییم و زخم می زنیم...
و هیچ چیزی در این جهان ، بی اثر نیست...
عمل ما حتما به ما بر خواهد گشت
و البته که صدای دل های شکسته،
خیلی سریع فاصله زمین تا آسمان را طی می کند...
خلاصه که:
ادب مرد بهتر از زر اوست
مرد را بهتر از زر است ادب
ادب مرد زانکه زیور اوست
چون ادب نیست گو مباش زرت
ندیمی
(اشاره به حدیث امام علی (ع))
گفتم این را بنویسم ،
که به خودم مسائلی را یادآوری کنم
و اینکه کمی هم درد دل کرده باشم...
البته نا امید نیستم ها نه،
چون خدا هست:)
