ویرگول
ورودثبت نام
ایرلیا ?
ایرلیا ?دختری در جهان تردید...
ایرلیا ?
ایرلیا ?
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

می‌نویسم، برای آرام شدن ذهنی متلاطم.

انتن نیست، اینترنت‌ها چند روزی هستش که قطع شده. حتی پیام‌رسان‌های داخلی هم بالا نمیاد. دقیقا چهار روزه که نتونستم با مشاور تحصیلی‌ام صحبت کنم یا برنامه‌ای بگیرم، خودم برای خودم برنامه الله بختکی می‌ریزم، برنامه‌ای که توش فقط ریاضی و زیست به چشم می‌خوره. البته از ذهنی که تمرکزش نابود شده، توقع خواندن چند مدل درس مختلف رو توی یه روز ندارم.

هودی سالیوانم را پوشیدم، هنوز سی تا سوال ریاضی‌ام مونده؛ ولی برای آرام شدن تلاطم ذهنم و شاید برای شنیده شدن/خوانده شدن امدم توی ویرگول تا بنویسم. همه چیز آشفته تر از آن چیزی شده که به نظر می‌رسد. تلاش می‌کنم که خودم را سرزنش نکنم؛ ولی در سرم صدایی فریاد می‌زند که تو داری کم کاری می‌کنی.

از عمیق‌ترین نقطه وجودم دوست دارم تمام آنچه را در سرم هست، بدون سانسور بازگو کنم و مطمئن باشم که قضاوت نشوم و بدانم که نگاه‌ها نسبت به من تغییر نکند، چیزی که شاید دیگر دور از ذهن به نظر برسد.

انگار زمان در ذهن من ایستاده، بقیه دانشگاه می‌روند. وارد رابطه می‌شوند، پول در میارند و زندگی نسبتا خوبی را می‌سازند؛ ولی انگار من تنها کسی هستم که ساکن ایستادم. انگار که منتظرم که روزی برسد که از خواب بیدار شوم و ببینم که یک تغییر اساسی کردم، از همان تغییر‌ها که می‌گویند فلانی انگار یک نفر دیگه شده؛ اما هر روز صبح جهان پوزخندی به من می‌زند و می‌گوید زهی خیال باطل!

من تنها چیزی که در دستانم مانده، آرزوست. هیچ چیزی جز چندی آرزو ندارم، نه شانه‌ای برای گریستن، نه پلن بی، نه پناهگاهی برای رفتن...

تغییرذهننامهافسردگی
۱۰
۱۲
ایرلیا ?
ایرلیا ?
دختری در جهان تردید...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید