
سلام! امیدوارم حالتان خوب باشد.👋
این روزها که دارم داستانم یعنی «ما می توانیم» را مینویسم، خیلی پیش آمده که وقتی به بنبست میخورم یا میخواهم شخصیتهایم را بهتر درک کنم، سراغ کتابخانهی کوچکم میروم و کتابهایی که دوستشان دارم را ورق میزنم.
کتابهایی مثل «کنت مونت کریستو»، «داستان دو شهر» یا کارهای دیکنز همیشه برای من پر از الهام بودهاند. نمیگویم داستان من شبیه آنهاست؛ نه، من فقط یک نویسندهی تازهکارم که دارم مسیرم را پیدا میکنم. اما خواندنِ این کلاسیکها به من یاد میدهد که چطور به شخصیتهایم عمق بدهم و چطور دنیایی بسازم که برای خواننده واقعی به نظر برسد.
مثلاً وقتی دارم روی صحنههای انتقام در داستانم فکر میکنم، ناخودآگاهِ من از حال و هوای شخصیتهای کلاسیک کمک میگیرد. شاید برای همین است که دوست دارم همیشه کتابهایی که خواندهام را با شما در میان بگذارم، چون به نظرم اینها بخش مهمی از دنیای ذهنی هر نویسندهای هستند.
اگر شما هم اهل مطالعهاید یا دوست دارید بدانید چطور یک داستان را از صفر شروع کردم، خوشحال میشوم داستانم را بخوانید و نظرتان را به من بگویید. بودنِ شما در این مسیر، بزرگترین دلگرمی برای من است.
فصلهای منتشر شده را میتوانید از اینجا بخوانید:
خوشحال میشوم اگر شما هم کتابی دارید که فکر میکنید برای یک نویسندهی نوجوانِ تازهکار جذاب است، به من معرفی کنید.😊❤️