ویرگول
ورودثبت نام
گیس گلاب
گیس گلابتا اطلاع ثانوی (دوباره) نیستم. به محض اینکه برگردم جوابتون رو میدم✍
گیس گلاب
گیس گلاب
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

شرحی از لیلی.

مقدمه خاصِ عجیب و غریبی ندارم. وقتی می‌گویند لیلی و مجنون بیشتر مجنون مدنظر است و حتی خود نظامی هم به شرح او بیشتر پرداخته‌است. هر چه نباشد او از قیس مجنون شد و لیلی همیشه لیلی ماند. اگر علاقه‌مند هستید پیشنهاد می‌کنم بعد از اینکه دسترسی‌مان به اینترنت برگشت، اگر عمری خدا به ما بدهد، در کست‌باکس آقای محمدرضا طاهری را دنبال کنید، خوانشی روان و تحلیل گرم و دوست‌داشتنی‌ای دارند.

بریده‌ای از حال لیلی:

اما با این همه ناز و دل ستانی

خون شد جگرش ز مهربانی

در پرده که راه بود بسته

می‌بود چو پرده برشکسته

می‌رفت نهفته بر سر بام

نظاره‌کنان ز صبح تا شام

تا مجنون را چگونه بیند

با او نفسی کجا نشیند

او را به کدام دیده جوید

با او غم دل چگونه گوید

از بیم رقیب و ترس بدخواه

پوشیده به نیم شب زدی آه

چون شمع به زهر خنده می‌زیست

شیرین خندید و تلخ بگریست

گل را به سرشک می‌خراشید

وز چوب رفیق می‌تراشید

می‌سوخت به آتش جدایی

نه دود در او نه روشنایی

آیینه درد پیش می‌داشت

مونس ز خیال خویش می‌داشت

پیدا شغبی چو باد می‌کرد

پنهان جگری ز خاک می‌خورد(می‌خَرد خوانده شود)

جز سایه نبود پرده‌دارش

جز پرده کسی نه غمگسارش

از بس که به سایه راز می‌گفت

همسایه او به شب نمی‌خفت

می‌ساخت میان آب و آتش

گفتی که پری‌ست آن پریوش

دریا دریا گهر برآهیخت

کشتی کشتی ز دیده می‌ریخت

می‌خورد غمی به زیر پرده

غم خورده ورا و غم نخورده(خَرده خوانده شود)

قشنگ بود گفتم شما هم ببینید.
قشنگ بود گفتم شما هم ببینید.

پ.ن: قشنگ نبود؟ عاشق لیلی و مجنون شدم... حیف که بقیه‌اش را در دفترم ثبت نکردم که اینجا بگذارم.

لیلیمجنوننظامی گنجویشعرعشق
۱۸
۰
گیس گلاب
گیس گلاب
تا اطلاع ثانوی (دوباره) نیستم. به محض اینکه برگردم جوابتون رو میدم✍
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید