
تو روستا چند نفر نذری میدادند . معمولا بچه ها را یه جا نذری میدادن بزرگ تر ها را جای دیگه . نذری ها هم ابگوشت بود . اونموقع به گمانم آبگوشت بی رب مد بود . یه ابگوشت سبز مانندی بود که ما بهش خام شوربا میگفتیم گمونم . به ابگوشت اونموقع شوربا میگفتیم . با اینکه رب نداشت ولی مزه محشری داشت .
توی اتاقی که کوچکترها نذری میخوردند گاهی کشتی هم میگرفتند بچه ها . اون اوایل به زنها هم نذری میدادند ولی بعدها بنابه دلایلی که نمیشه گفتند گمونم دیگه به زنها نذری نمیدادند . البته دعوت شدن به نذری منظورمه . خب احتمالا دوباره زنها را هم دعوت کنند که من خبری ندارم .
تو شهر که اومدیم نذری ها شب اربعین بود و شب شام غریبان . همسایه مان ظهر تاسوعا نذری بود تا چند سال همان خام شوربا میداد که بعد دوباره شد ابگوشت رب دار ولی هنوزم خوشمزه بود . این همسایه مون هنوزم آبگوشت نذری اش برقرار است .
شب عاشورا ( در واقع شب تاسوعا ) چند نفر نذری میدادند . یکیش دومادمون بود با دو نفر دیگه . دومادمون اوایل تا قبل کرونا ابگوشت میداد . ازون دو سه نفر دیگه یکیش همیشه آبگوشت بود . یکی دیگه گاهی چلوگوشت هم میداد . اون یکی را هم هیچ وقت نرفتم .
ظهر عاشورا هم یکی نذری داشت که یکی دو باری که رفته بودم ابگوشت بود . شب شام غریبان هم تو آشناها تنها کسی که نذری میداد داداش من بود . که چون تنها نفری بود که نذری میداد اغلب شلوغ بود . من هم گاهی میرفتم .گاهی هم نمیرفتم ولی سهمم بلاخره سرجایش بود .
اون اوایل اینجوری رسم بود که آب ابگوش را تکی میدادند گوشت را به هر دو نفر توی یه بشقاب میدادند که گاهی یکی بیشتر میخورد .
بعد دیگه اون رسم گمانم از بین رفت .
بعد کرونا هم دوماد و برادرم تصمیم گرفتند به جای دعوت کردن و نذری دادن ، نذری را تو ظروف یکبار مصرف پخش کنند . ابگوشت هم شد قیمه و قورمه و من بزرگترین شکست زندگیم را خوردم چون قیمه و قورمه دوست نداشتم . چون تو این سالها تو محله زیاد رفت و آمد نداشتم دیگه نذری هم جایی نرفتم و خبر ندارم هنوز هم ابگوشت میدند یا اونها هم آبگوشت را به قیمه و قورمه تبدیل کردند .
هر چی بود کرونا و گرانی گوشت بساط نذری رفتن های ما را تموم کرد .