علیرضا
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

اشک، تطهير روح

گریه حمام روح است

روح، به زبانِ احساس سخن می‌گوید؛ به وقتِ شادی، لبخند بر لبش می‌شکفد و در هنگامِ اندوه، به اشک پناه می‌برد.
اشک، نه نشانِ شرم است و نه آینهٔ ضعف؛ جوشش چشمه‌ای است برای تطهیر دل، موهبتی که سنگینیِ جان را می‌شوید و آن را سبک می‌کند مگر ندیده‌ای کودکان چه راحت اشک می‌ریزند و دل کودکان چه پاک و ساده است!

گریستن، به‌سانِ دوشِ آبِ گرمی در هوای سرد است که مهِ بخار، تن را در آغوش می‌گیرد و خستگی را از جان می‌شوید.

اما چه باید کرد که گاه دل حمام روح را طلب میکند و اشک نمی بارد

تا به حال در زلالی اشک تأمل کرده ای چگونه از گوشه چشم می‌غلطد؟ چه زیبا! به‌سان مروارید

اشک، ترجمهٔ بی‌الفاظِ قلب است
اشک فریاد بی صداست. در دانه دانه قطره های اشک هزاران واژه میتوانی تماشا کنی این پیام ناب دل، آنچنان بی غل وغش است که هر که را دل باشد اشک را نه تنها می بیند بل‌که می شنودش

خوشا آنان که حال دل را می‌فهمند و کسانی را دارند که حال دلشان را فهم میکنند‌
پیشِ همدلی که چشم‌هایش آیینهٔ جان توست، اشک ببارد یا نه، روحت از سنگینیِ غم رها می‌شود

#رز

برنامه‌نویسی که فلسفه و روانشناسی برایش بیشتر از علاقه و کمتر از تخصصه‍ https://t.me/MyDiaryNotes
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید