مجید حسنی·۱۰ ساعت پیشکودک درون را نکش!خاطرم هست در دوران گذر از کودکی به نوجوانی دوست داشتم مرد باشم، حتی نشستن و راه رفتن پدرم را تقلید میکردم، به دسته کلید و کیف پول علاقهی…
گنجشک·۱۵ روز پیشنامه چهارم به اشکبه اشک،تو از شریفترین چیزهای این جهانِ بیشرم هستی؛ نه چون پاکی، نه چون معصومی و نه حتی چون همیشه راستگو، بلکه چون در قامت تو، بدن، پیش ا…
میم.سین·۲۳ روز پیشقطرههای جوهری چشمهایمبرای قوت قلب به خودم میگویم: «افسردگی ابراهام لینکن رو نتوانست از پای درآورد آن هم در زمانی که هیچ دارو و درمانی برایش نبود، پس من حق ...
Habib Karimi·۱ ماه پیشروبان قرمز ۳.اول مهر بود. من از آن شهر رفتم به شهری دورتر از تاتی. سال دوم دبیرستانم شروع شد.خواهر تاتی و شوهرش هر دو معلم بودند. تقریباً هر صبح که به…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۸ ماه پیشاشکاشک هایم را دوست دارم چون دروازه رسیدن من به شادی ها هستند.همان بلیط هایی که به بهایی گزاف از صندوقچه قلبم میخرم و باعث و بانی آن ها گاه ان…
ALTIN·۹ ماه پیشاین اغاز یه پایانهباد سرد به پوست یخ زده ی پوستم شلاق می زد و من با قدم هایی سنجیده در برف تا زانو راه می روم .تا چند متر فقط برف سفید و درخت هایی هست که تا…
دختری که مینویسد تا درمان شود·۹ ماه پیشنجات دادن بقیه؟من هروقت میل به نجات ادما تو وجودم زیاد بودفقط یک معنی داشت که اونم اخیرا متوجهش شدماینکه خودم شدیدا احتیاج داشتم یکی نجاتم بده ولی کسی نبو…
نویسنده·۱ سال پیشزانوی ادب در برابر اشکاشکنوشتهای برای حسین (علیهالسلام)«اشک»، مقدس است؛ادب دارد، آداب دارد. محترم است.